undoubtfulness

[ایالات متحده]//ʌnˈdaʊtf(ə)lnəs//
[بریتانیا]//ʌnˈdaʊtf(ə)lnəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیتی که عاری از تردید است؛ قطعیت؛ اطمینان کامل که چیزی درست است؛ اطمینان؛ وضعیتی که غیرقابل سوال یا غیرقابل انکار است.

عبارات و ترکیب‌ها

with undoubtfulness

Persian_translation

in undoubtfulness

Persian_translation

جملات نمونه

she spoke with complete undoubtfulness, leaving no room for objections.

او با اطمینان کامل صحبت کرد و جای هیچ اعتراضی باقی نگذاشت.

the report was written with undoubtfulness, backed by clear data and consistent results.

گزارش با اطمینان کامل نوشته شده بود و با داده‌های واضح و نتایج سازگار پشتیبانی می‌شد.

his undoubtfulness about the plan reassured the whole team during the crisis.

اطمینان او در مورد طرح، باعث اطمینان خاطر کل تیم در طول بحران شد.

we accepted her claim with undoubtfulness after reviewing the evidence ourselves.

ما ادعای او را با اطمینان کامل پذیرفتیم، پس از بررسی خودمان مدارک.

the judge stated with undoubtfulness that the contract terms were violated.

قاضی با اطمینان کامل بیان کرد که شرایط قرارداد نقض شده است.

in his voice there was an undoubtfulness that made the decision feel inevitable.

در صدای او اطمینانی وجود داشت که باعث می‌شد تصمیم‌گیری اجتناب‌ناپذیر به نظر برسد.

her undoubtfulness in the diagnosis came from years of careful practice.

اطمینان او در تشخیص ناشی از سال‌ها تمرین دقیق بود.

they moved forward with undoubtfulness, confident in their preparation and timing.

آنها با اطمینان به جلو حرکت کردند، مطمئن به آمادگی و زمان‌بندی خود.

the scientist answered with undoubtfulness, citing peer reviewed studies and repeatable tests.

دانشمند با اطمینان پاسخ داد و به مطالعات مورد تأیید همتایان و آزمایش‌های قابل تکرار اشاره کرد.

with undoubtfulness, he denied the accusation and demanded a full investigation.

با اطمینان، او این اتهام را رد کرد و خواستار یک تحقیقات کامل شد.

their undoubtfulness about the outcome was strengthened by early positive feedback.

اطمینان آنها در مورد نتیجه‌گیری با بازخورد مثبت اولیه تقویت شد.

i said with undoubtfulness that we could meet the deadline if we stayed focused.

من با اطمینان گفتم که اگر متمرکز بمانیم می‌توانیم مهلت مقرر را رعایت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید