undried

[ایالات متحده]/ʌnˈdraɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈdraɪd/

ترجمه

adj. خشک نشده

عبارات و ترکیب‌ها

undried flowers

گل‌های خشک نشده

undried herbs

گیاهان خشک نشده

undried fruits

میوه‌های خشک نشده

undried clay

خاک رس خشک نشده

undried paint

رنگ خشک نشده

undried pasta

غذای خشک نشده

undried linen

کتان خشک نشده

undried wood

چوب خشک نشده

undried soil

خاک خشک نشده

undried tea

چای خشک نشده

جملات نمونه

the undried flowers still have a pleasant fragrance.

گل‌های خشک نشده هنوز هم عطر دلپذیری دارند.

make sure the undried paint does not get smudged.

مطمئن شوید رنگ خشک نشده پخش نشود.

the undried clay needs more time to set.

خاک رس خشک نشده به زمان بیشتری برای سفت شدن نیاز دارد.

she placed the undried dishes on the rack to air out.

او بشقاب‌های خشک نشده را روی رگال قرار داد تا هوا بخورند.

he noticed the undried ink on the paper.

او متوجه جوهر خشک نشده روی کاغذ شد.

always be cautious with undried cement.

همیشه در مورد سیمان خشک نشده مراقب باشید.

the undried laundry started to smell musty.

لباس‌های خشک نشده شروع به بوی نم کرده‌اند.

we need to finish the project before the undried materials spoil.

ما باید پروژه را قبل از خراب شدن مواد خشک نشده به پایان برسانیم.

he carefully handled the undried pottery.

او به آرامی با گهواره‌های خشک نشده رفتار کرد.

the artist preferred to work with undried paint for blending.

هنرمند ترجیح می داد برای ترکیب با رنگ خشک نشده کار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید