unexercised

[ایالات متحده]/ʌnˈɛksəsaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈɛksərsaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. استفاده نشده یا امتحان نشده؛ پیاده‌سازی یا به کار گرفته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unexercised option

گزینه استفاده‌نشده

unexercised right

حق استفاده‌نشده

unexercised power

قدرت استفاده‌نشده

unexercised benefit

مزیت استفاده‌نشده

unexercised claim

ادعای استفاده‌نشده

unexercised privilege

امتیاز استفاده‌نشده

unexercised authority

اختیار استفاده‌نشده

unexercised choice

انتخاب استفاده‌نشده

جملات نمونه

his potential remains unexercised due to lack of opportunities.

پتانسیل او به دلیل فقدان فرصت‌ها همچنان بدون استفاده باقی مانده است.

many talents go unexercised in a restrictive work environment.

بسیاری از استعدادها در یک محیط کار محدود بدون استفاده باقی می‌مانند.

her creativity felt unexercised after years of routine tasks.

خلاقیت او پس از سال‌ها انجام وظایف روتین احساس می‌شد که بدون استفاده باقی مانده است.

unexercised skills can lead to a lack of confidence.

مهارت‌های بدون استفاده می‌تواند منجر به کمبود اعتماد به نفس شود.

the athlete's abilities remained unexercised during the off-season.

توانایی‌های ورزشکار در طول فصل کم‌حوصلگی بدون استفاده باقی ماند.

when left unexercised, the mind can become dull.

هنگامی که بدون تمرین رها شود، ذهن ممکن است کسل شود.

unexercised muscles can weaken over time.

عضلات بدون استفاده ممکن است در طول زمان ضعیف شوند.

his unexercised potential in leadership was evident to all.

پتانسیل بدون استفاده او در رهبری برای همه آشکار بود.

many students leave their critical thinking skills unexercised.

بسیاری از دانش آموزان مهارت های تفکر انتقادی خود را بدون استفاده رها می کنند.

creativity can become unexercised without proper outlets.

خلاقیت ممکن است بدون خروجی مناسب بدون استفاده باقی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید