unexercised option
گزینه استفادهنشده
unexercised right
حق استفادهنشده
unexercised power
قدرت استفادهنشده
unexercised benefit
مزیت استفادهنشده
unexercised claim
ادعای استفادهنشده
unexercised privilege
امتیاز استفادهنشده
unexercised authority
اختیار استفادهنشده
unexercised choice
انتخاب استفادهنشده
his potential remains unexercised due to lack of opportunities.
پتانسیل او به دلیل فقدان فرصتها همچنان بدون استفاده باقی مانده است.
many talents go unexercised in a restrictive work environment.
بسیاری از استعدادها در یک محیط کار محدود بدون استفاده باقی میمانند.
her creativity felt unexercised after years of routine tasks.
خلاقیت او پس از سالها انجام وظایف روتین احساس میشد که بدون استفاده باقی مانده است.
unexercised skills can lead to a lack of confidence.
مهارتهای بدون استفاده میتواند منجر به کمبود اعتماد به نفس شود.
the athlete's abilities remained unexercised during the off-season.
تواناییهای ورزشکار در طول فصل کمحوصلگی بدون استفاده باقی ماند.
when left unexercised, the mind can become dull.
هنگامی که بدون تمرین رها شود، ذهن ممکن است کسل شود.
unexercised muscles can weaken over time.
عضلات بدون استفاده ممکن است در طول زمان ضعیف شوند.
his unexercised potential in leadership was evident to all.
پتانسیل بدون استفاده او در رهبری برای همه آشکار بود.
many students leave their critical thinking skills unexercised.
بسیاری از دانش آموزان مهارت های تفکر انتقادی خود را بدون استفاده رها می کنند.
creativity can become unexercised without proper outlets.
خلاقیت ممکن است بدون خروجی مناسب بدون استفاده باقی بماند.
unexercised option
گزینه استفادهنشده
unexercised right
حق استفادهنشده
unexercised power
قدرت استفادهنشده
unexercised benefit
مزیت استفادهنشده
unexercised claim
ادعای استفادهنشده
unexercised privilege
امتیاز استفادهنشده
unexercised authority
اختیار استفادهنشده
unexercised choice
انتخاب استفادهنشده
his potential remains unexercised due to lack of opportunities.
پتانسیل او به دلیل فقدان فرصتها همچنان بدون استفاده باقی مانده است.
many talents go unexercised in a restrictive work environment.
بسیاری از استعدادها در یک محیط کار محدود بدون استفاده باقی میمانند.
her creativity felt unexercised after years of routine tasks.
خلاقیت او پس از سالها انجام وظایف روتین احساس میشد که بدون استفاده باقی مانده است.
unexercised skills can lead to a lack of confidence.
مهارتهای بدون استفاده میتواند منجر به کمبود اعتماد به نفس شود.
the athlete's abilities remained unexercised during the off-season.
تواناییهای ورزشکار در طول فصل کمحوصلگی بدون استفاده باقی ماند.
when left unexercised, the mind can become dull.
هنگامی که بدون تمرین رها شود، ذهن ممکن است کسل شود.
unexercised muscles can weaken over time.
عضلات بدون استفاده ممکن است در طول زمان ضعیف شوند.
his unexercised potential in leadership was evident to all.
پتانسیل بدون استفاده او در رهبری برای همه آشکار بود.
many students leave their critical thinking skills unexercised.
بسیاری از دانش آموزان مهارت های تفکر انتقادی خود را بدون استفاده رها می کنند.
creativity can become unexercised without proper outlets.
خلاقیت ممکن است بدون خروجی مناسب بدون استفاده باقی بماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید