unexertedness

[ایالات متحده]/[/ˌʌnɪɡˈzɜːtɪdnəs/]/
[بریتانیا]/[/ˌʌnɪɡˈzɜːrtədnəs/]/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم فعال بودن، انجام ندادن یا استفاده نکردن؛ حالت آرام بودن یا رها شدن از تلاش.

عبارات و ترکیب‌ها

complete unexertedness

کمال بی‌کوششی

total unexertedness

کلی بی‌کوششی

sheer unexertedness

خالص بی‌کوششی

constant unexertedness

ثابت بی‌کوششی

prolonged unexertedness

مکثی بی‌کوششی

continued unexertedness

ادامه‌دار بی‌کوششی

جملات نمونه

the sudden unexertedness of the heavy machinery alerted the operators.

نداگاهی بودن ناگهانی ماشین‌آلات سنگین به عملیات کارگران هشیار کرد.

he enjoyed the unexertedness of a quiet sunday afternoon at home.

او لذت برد از نداگاهی بودن یک بعدازظهر آرامش‌بخش روز شنبه در خانه.

unexertedness in his daily routine eventually led to a noticeable decline in productivity.

نداگاهی بودن در روال روزانه‌اش در نهایت منجر به کاهش قابل توجهی در بهره‌وری شد.

the athlete struggled to recover after the unexertedness of the off-season break.

ورزشکار پس از نداگاهی بودن در دوره استراحت خارج از فصل، با بازگشت به حالت عادی مبارزه کرد.

the unexertedness of the muscles after the massage was incredibly soothing.

نداگاهی بودن عضلات پس از ماساژ به طور شگفت‌آوری آرام‌بخش بود.

such complete unexertedness is rare for someone with his ambitious nature.

چنین نداگاهی کاملی برای کسی با طبیعت طمع‌مند او نادر است.

the cat stretched out on the rug, epitomizing pure unexertedness.

گربه روی تاپیچ گسترده شد و نماد نداگاهی خالص بود.

the unexertedness of the new policy surprised many political analysts.

نداگاهی بودن سیاست جدید بسیاری از تحلیلگران سیاسی را شگفت‌زده کرد.

retirement brought a sense of unexertedness that he had long desired.

استعفا احساس نداگاهی را به همراه آورد که او آن را از دیرباز می‌خواست.

there is a significant risk associated with the unexertedness of this specific authority.

خطری قابل توجهی با نداگاهی بودن این مجوز خاص همراه است.

her facial expression shifted from tension to absolute unexertedness.

عبارت چهره‌اش از تنش به نداگاهی کامل تغییر کرد.

the unexertedness of the brake system caused the vehicle to roll downhill.

نداگاهی بودن سیستم فرکی، باعث شد که خودرو به سمت پایین جریب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید