unfitted

[ایالات متحده]/ʌnˈfɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب; شل
v. غیر مناسب بودن (قسمت ماضی participle از unfit)

عبارات و ترکیب‌ها

unfitted clothes

لباس‌های نامناسب

unfitted parts

قطعات نامناسب

unfitted shoes

کفش‌های نامناسب

unfitted furniture

مبلمان نامناسب

unfitted design

طراحی نامناسب

unfitted equipment

تجهیزات نامناسب

unfitted garments

لباس‌های نامناسب

unfitted dimensions

ابعاد نامناسب

unfitted accessories

لوازم جانبی نامناسب

unfitted solutions

راه حل‌های نامناسب

جملات نمونه

the shoes were unfitted, causing discomfort during the hike.

کفش‌ها اندازه نبودند و باعث ناراحتی در حین پیاده‌روی شدند.

she felt unfitted for the role she was assigned.

او احساس می‌کرد برای نقشی که به او محول شده بود، مناسب نیست.

his skills were unfitted for the demands of the job.

مهارت‌های او برای الزامات شغل مناسب نبود.

the furniture was unfitted for the small apartment.

مبلمان برای آپارتمان کوچک مناسب نبود.

they realized the equipment was unfitted for the task at hand.

آنها متوجه شدند که تجهیزات برای کاری که در دست داشتند مناسب نیست.

her attitude seemed unfitted for a team environment.

رفتار او برای محیط کار گروهی مناسب به نظر نمی‌رسید.

the dress was unfitted, making her feel self-conscious.

لباس مناسب نبود و باعث می‌شد احساس ناامنی کند.

his arguments were unfitted for the serious discussion.

استدلال‌های او برای بحث جدی مناسب نبود.

the software was unfitted for the needs of the users.

نرم‌افزار برای نیازهای کاربران مناسب نبود.

they found the strategy unfitted to the current market conditions.

آنها متوجه شدند که استراتژی با شرایط فعلی بازار مطابقت ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید