unfossilised remains
rests نافسیلی
unfossilised bone
استخوان نافسیلی
keeping unfossilised
حفظ نافسیلی
unfossilised wood
چوب نافسیلی
unfossilised state
حالت نافسیلی
highly unfossilised
بسیار نافسیلی
partially unfossilised
جزئی نافسیلی
unfossilised material
ماده نافسیلی
find unfossilised
یافتن نافسیلی
unfossilised samples
نمونه های نافسیلی
the archaeologists discovered several unfossilised bone fragments at the dig site.
دروغهگران چند قطعه استخوان نافسیلی در محل حفاری کشف کردند.
analyzing unfossilised teeth can provide valuable insights into ancient diets.
تحلیل دندانهای نافسیلی میتواند نوردهیهای ارزشمندی دربارهی رژیم غذایی باستان فراهم کند.
the research focused on unfossilised plant matter preserved in the cave.
پژوهش روی مادهی گیاهی نافسیلی که در غار حفظ شدهبود، متمرکز بود.
unfossilised wood samples were used to date the geological layer.
نمونههای چوب نافسیلی برای تعیین تاریخ لایهی زمینشناختی استفاده شدند.
they found unfossilised seeds, suggesting a fertile environment long ago.
آنها دانههای نافسیلی پیدا کردند که نشاندهندهی محیطی خصیف در دوران گذشتهاست.
the team carefully examined the unfossilised pollen grains collected.
تیم به دقت گردوههای گردهی نافسیلی جمعآوری شده را بررسی کرد.
comparing unfossilised remains with fossilised ones helps understand preservation processes.
مقایسهی باقیماندههای نافسیلی با فسیلهای فسیلی کمک میکند تا فرایند حفظ را درک کنیم.
the presence of unfossilised organic material indicated rapid burial.
وجود مادهی آلی نافسیلی نشاندهندهی دفن سریع بود.
unfossilised insect wings offered clues about the past climate conditions.
کنگرههای حشرات نافسیلی اطلاعاتی دربارهی شرایط آب و هوا در گذشته فراهم کردند.
the study investigated the preservation of unfossilised soft tissues.
این مطالعه حفظ بافتهای نرم نافسیلی را بررسی کرد.
radiocarbon dating was performed on the unfossilised charcoal remains.
تاریخسازی کربن-14 روی باقیماندههای چوبهای نافسیلی انجام شد.
unfossilised remains
rests نافسیلی
unfossilised bone
استخوان نافسیلی
keeping unfossilised
حفظ نافسیلی
unfossilised wood
چوب نافسیلی
unfossilised state
حالت نافسیلی
highly unfossilised
بسیار نافسیلی
partially unfossilised
جزئی نافسیلی
unfossilised material
ماده نافسیلی
find unfossilised
یافتن نافسیلی
unfossilised samples
نمونه های نافسیلی
the archaeologists discovered several unfossilised bone fragments at the dig site.
دروغهگران چند قطعه استخوان نافسیلی در محل حفاری کشف کردند.
analyzing unfossilised teeth can provide valuable insights into ancient diets.
تحلیل دندانهای نافسیلی میتواند نوردهیهای ارزشمندی دربارهی رژیم غذایی باستان فراهم کند.
the research focused on unfossilised plant matter preserved in the cave.
پژوهش روی مادهی گیاهی نافسیلی که در غار حفظ شدهبود، متمرکز بود.
unfossilised wood samples were used to date the geological layer.
نمونههای چوب نافسیلی برای تعیین تاریخ لایهی زمینشناختی استفاده شدند.
they found unfossilised seeds, suggesting a fertile environment long ago.
آنها دانههای نافسیلی پیدا کردند که نشاندهندهی محیطی خصیف در دوران گذشتهاست.
the team carefully examined the unfossilised pollen grains collected.
تیم به دقت گردوههای گردهی نافسیلی جمعآوری شده را بررسی کرد.
comparing unfossilised remains with fossilised ones helps understand preservation processes.
مقایسهی باقیماندههای نافسیلی با فسیلهای فسیلی کمک میکند تا فرایند حفظ را درک کنیم.
the presence of unfossilised organic material indicated rapid burial.
وجود مادهی آلی نافسیلی نشاندهندهی دفن سریع بود.
unfossilised insect wings offered clues about the past climate conditions.
کنگرههای حشرات نافسیلی اطلاعاتی دربارهی شرایط آب و هوا در گذشته فراهم کردند.
the study investigated the preservation of unfossilised soft tissues.
این مطالعه حفظ بافتهای نرم نافسیلی را بررسی کرد.
radiocarbon dating was performed on the unfossilised charcoal remains.
تاریخسازی کربن-14 روی باقیماندههای چوبهای نافسیلی انجام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید