unfroze

[ایالات متحده]/ʌnˈfrəʊz/
[بریتانیا]/ʌnˈfroʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته از unfreeze

عبارات و ترکیب‌ها

unfroze the food

ذوب کردن غذا

unfroze the account

ذوب کردن حساب

unfroze the assets

ذوب کردن دارایی‌ها

unfroze the funds

ذوب کردن بودجه

unfroze the pipes

ذوب کردن لوله‌ها

unfroze the relations

ذوب کردن روابط

unfroze the data

ذوب کردن داده‌ها

unfroze the project

ذوب کردن پروژه

unfroze the game

ذوب کردن بازی

unfroze the system

ذوب کردن سیستم

جملات نمونه

the ice unfroze quickly in the warm sun.

یخ در آفتاب گرم به سرعت آب شد.

she unfroze the chicken for dinner.

او مرغ را برای شام آب کرد.

the system unfroze after i restarted it.

سیستم پس از راه اندازی مجدد، از حالت منجمد خارج شد.

he unfroze his bank account after paying the fees.

او پس از پرداخت هزینه ها حساب بانکی خود را از حالت منجمد خارج کرد.

after a few hours, the lake unfroze completely.

پس از چند ساعت، دریاچه به طور کامل آب شد.

they unfroze the assets to fund the project.

آنها دارایی ها را برای تامین بودجه پروژه از حالت منجمد خارج کردند.

once i unfroze the software, it started working again.

وقتی نرم افزار را از حالت منجمد خارج کردم، دوباره شروع به کار کرد.

the workers unfroze the pipes to prevent damage.

کارگران لوله ها را برای جلوگیری از آسیب آب کردند.

she unfroze her credit card after resolving the issue.

او پس از رفع مشکل، کارت اعتباری خود را از حالت منجمد خارج کرد.

the scientist unfroze the samples for analysis.

دانشمند نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل از حالت منجمد خارج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید