unfroze the food
ذوب کردن غذا
unfroze the account
ذوب کردن حساب
unfroze the assets
ذوب کردن داراییها
unfroze the funds
ذوب کردن بودجه
unfroze the pipes
ذوب کردن لولهها
unfroze the relations
ذوب کردن روابط
unfroze the data
ذوب کردن دادهها
unfroze the project
ذوب کردن پروژه
unfroze the game
ذوب کردن بازی
unfroze the system
ذوب کردن سیستم
the ice unfroze quickly in the warm sun.
یخ در آفتاب گرم به سرعت آب شد.
she unfroze the chicken for dinner.
او مرغ را برای شام آب کرد.
the system unfroze after i restarted it.
سیستم پس از راه اندازی مجدد، از حالت منجمد خارج شد.
he unfroze his bank account after paying the fees.
او پس از پرداخت هزینه ها حساب بانکی خود را از حالت منجمد خارج کرد.
after a few hours, the lake unfroze completely.
پس از چند ساعت، دریاچه به طور کامل آب شد.
they unfroze the assets to fund the project.
آنها دارایی ها را برای تامین بودجه پروژه از حالت منجمد خارج کردند.
once i unfroze the software, it started working again.
وقتی نرم افزار را از حالت منجمد خارج کردم، دوباره شروع به کار کرد.
the workers unfroze the pipes to prevent damage.
کارگران لوله ها را برای جلوگیری از آسیب آب کردند.
she unfroze her credit card after resolving the issue.
او پس از رفع مشکل، کارت اعتباری خود را از حالت منجمد خارج کرد.
the scientist unfroze the samples for analysis.
دانشمند نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل از حالت منجمد خارج کرد.
unfroze the food
ذوب کردن غذا
unfroze the account
ذوب کردن حساب
unfroze the assets
ذوب کردن داراییها
unfroze the funds
ذوب کردن بودجه
unfroze the pipes
ذوب کردن لولهها
unfroze the relations
ذوب کردن روابط
unfroze the data
ذوب کردن دادهها
unfroze the project
ذوب کردن پروژه
unfroze the game
ذوب کردن بازی
unfroze the system
ذوب کردن سیستم
the ice unfroze quickly in the warm sun.
یخ در آفتاب گرم به سرعت آب شد.
she unfroze the chicken for dinner.
او مرغ را برای شام آب کرد.
the system unfroze after i restarted it.
سیستم پس از راه اندازی مجدد، از حالت منجمد خارج شد.
he unfroze his bank account after paying the fees.
او پس از پرداخت هزینه ها حساب بانکی خود را از حالت منجمد خارج کرد.
after a few hours, the lake unfroze completely.
پس از چند ساعت، دریاچه به طور کامل آب شد.
they unfroze the assets to fund the project.
آنها دارایی ها را برای تامین بودجه پروژه از حالت منجمد خارج کردند.
once i unfroze the software, it started working again.
وقتی نرم افزار را از حالت منجمد خارج کردم، دوباره شروع به کار کرد.
the workers unfroze the pipes to prevent damage.
کارگران لوله ها را برای جلوگیری از آسیب آب کردند.
she unfroze her credit card after resolving the issue.
او پس از رفع مشکل، کارت اعتباری خود را از حالت منجمد خارج کرد.
the scientist unfroze the samples for analysis.
دانشمند نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل از حالت منجمد خارج کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید