unharnesses

[ایالات متحده]/ʌnˈhɑːnəs/
[بریتانیا]/ʌnˈhɑrnəs/

ترجمه

vt. برای برداشتن زین از یک اسب یا حیوان مشابه؛ برای آزاد کردن یا برداشتن زین یا تجهیزات
adj. بدون زین؛ غیرقابل استفاده به عنوان منبع قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

unharness potential

آزاد کردن پتانسیل

unharness energy

آزاد کردن انرژی

unharness creativity

آزاد کردن خلاقیت

unharness power

آزاد کردن قدرت

unharness talent

آزاد کردن استعداد

unharness resources

آزاد کردن منابع

unharness skills

آزاد کردن مهارت‌ها

unharness innovation

آزاد کردن نوآوری

unharness ideas

آزاد کردن ایده‌ها

جملات نمونه

he decided to unharness the horse from the cart.

او تصمیم گرفت دراسه را از گاری جدا کند.

they need to unharness their potential to succeed.

آنها باید پتانسیل خود را برای موفقیت آزاد کنند.

she learned to unharness her creativity in the workshop.

او یاد گرفت خلاقیت خود را در کارگاه آزاد کند.

to improve performance, we must unharness the team's strengths.

برای بهبود عملکرد، ما باید نقاط قوت تیم را آزاد کنیم.

unharnessing the power of technology can lead to innovation.

آزاد کردن قدرت فناوری می‌تواند منجر به نوآوری شود.

he felt it was time to unharness his emotions.

او احساس کرد که زمان آزاد کردن احساساتش فرا رسیده است.

they worked together to unharness the energy of the crowd.

آنها با هم برای آزاد کردن انرژی جمعیت کار کردند.

unharnessing the potential of youth is essential for progress.

آزاد کردن پتانسیل جوانان برای پیشرفت ضروری است.

she needed to unharness her fears before the presentation.

او قبل از ارائه نیاز داشت ترس‌های خود را آزاد کند.

unharnessing your passion can lead to a fulfilling career.

آزاد کردن اشتیاق شما می‌تواند منجر به یک شغل رضایت‌بخش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید