unhypnotize them
آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
trying to unhypnotize
سعی در خارج کردن از حالت هیپنوتیزم
unhypnotized quickly
به سرعت از حالت هیپنوتیزم خارج شده
can unhypnotize
میتواند از حالت هیپنوتیزم خارج کند
unhypnotize someone
کسی را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotized state
حالت خارج شده از هیپنوتیزم
unhypnotize now
حالا آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize completely
به طور کامل از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize before
قبل از آن آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize again
دوباره آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
the stage magician tried to unhypnotize the volunteer after the show.
جادوگر صحنه تلاش کرد تا پس از نمایش، داوطلب را از حالت هیپنوتیزم خارج کند.
we need a way to unhypnotize the patients who are experiencing false memories.
ما به راهی برای خارج کردن بیماران از حالت هیپنوتیزم که خاطرات نادرست را تجربه میکنند، نیاز داریم.
the therapist hoped to unhypnotize the client and reveal the underlying trauma.
درمانگر امیدوار بود که درمانگر مایل به خارج کردن مشتری از حالت هیپنوتیزم و آشکار کردن آسیب روانی اساسی باشد.
it's crucial to unhypnotize subjects gently to avoid psychological distress.
برای جلوگیری از ناراحتی روانی، خروج ملایم افراد از حالت هیپنوتیزم بسیار مهم است.
the scientist researched methods to unhypnotize individuals effectively and safely.
دانشمند روشهایی را برای خارج کردن افراد از حالت هیپنوتیزم به طور مؤثر و ایمن مورد تحقیق قرار داد.
can you unhypnotize me from this suggestion, please?
the goal was to unhypnotize the witness and obtain accurate testimony.
هدف خارج کردن شاهد از حالت هیپنوتیزم و به دست آوردن شهادت دقیق بود.
the film used a device to unhypnotize the protagonist in the final scene.
فیلم از دستگاهی برای خارج کردن شخصیت اصلی از حالت هیپنوتیزم در صحنه پایانی استفاده کرد.
she quickly unhypnotized him after realizing the trick was too convincing.
او پس از اینکه متوجه شد این ترفند خیلی قانعکننده است، او را به سرعت از حالت هیپنوتیزم خارج کرد.
the doctor explained how to unhypnotize someone who's been stage hypnotized.
پزشک توضیح داد که چگونه کسی را که در یک نمایش صحنهای هیپنوتیزم شده است، از حالت هیپنوتیزم خارج کنیم.
they developed a technique to unhypnotize patients suffering from post-hypnotic suggestions.
آنها تکنیکی را برای خارج کردن بیماران از حالت هیپنوتیزم که از پیشنهادهای پس از هیپنوتیزم رنج میبرند، توسعه دادند.
unhypnotize them
آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
trying to unhypnotize
سعی در خارج کردن از حالت هیپنوتیزم
unhypnotized quickly
به سرعت از حالت هیپنوتیزم خارج شده
can unhypnotize
میتواند از حالت هیپنوتیزم خارج کند
unhypnotize someone
کسی را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotized state
حالت خارج شده از هیپنوتیزم
unhypnotize now
حالا آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize completely
به طور کامل از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize before
قبل از آن آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
unhypnotize again
دوباره آنها را از حالت هیپنوتیزم خارج کنید
the stage magician tried to unhypnotize the volunteer after the show.
جادوگر صحنه تلاش کرد تا پس از نمایش، داوطلب را از حالت هیپنوتیزم خارج کند.
we need a way to unhypnotize the patients who are experiencing false memories.
ما به راهی برای خارج کردن بیماران از حالت هیپنوتیزم که خاطرات نادرست را تجربه میکنند، نیاز داریم.
the therapist hoped to unhypnotize the client and reveal the underlying trauma.
درمانگر امیدوار بود که درمانگر مایل به خارج کردن مشتری از حالت هیپنوتیزم و آشکار کردن آسیب روانی اساسی باشد.
it's crucial to unhypnotize subjects gently to avoid psychological distress.
برای جلوگیری از ناراحتی روانی، خروج ملایم افراد از حالت هیپنوتیزم بسیار مهم است.
the scientist researched methods to unhypnotize individuals effectively and safely.
دانشمند روشهایی را برای خارج کردن افراد از حالت هیپنوتیزم به طور مؤثر و ایمن مورد تحقیق قرار داد.
can you unhypnotize me from this suggestion, please?
the goal was to unhypnotize the witness and obtain accurate testimony.
هدف خارج کردن شاهد از حالت هیپنوتیزم و به دست آوردن شهادت دقیق بود.
the film used a device to unhypnotize the protagonist in the final scene.
فیلم از دستگاهی برای خارج کردن شخصیت اصلی از حالت هیپنوتیزم در صحنه پایانی استفاده کرد.
she quickly unhypnotized him after realizing the trick was too convincing.
او پس از اینکه متوجه شد این ترفند خیلی قانعکننده است، او را به سرعت از حالت هیپنوتیزم خارج کرد.
the doctor explained how to unhypnotize someone who's been stage hypnotized.
پزشک توضیح داد که چگونه کسی را که در یک نمایش صحنهای هیپنوتیزم شده است، از حالت هیپنوتیزم خارج کنیم.
they developed a technique to unhypnotize patients suffering from post-hypnotic suggestions.
آنها تکنیکی را برای خارج کردن بیماران از حالت هیپنوتیزم که از پیشنهادهای پس از هیپنوتیزم رنج میبرند، توسعه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید