unionizes

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪənaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈjunɪˌaɪzɪz/

ترجمه

v. باعث شدن به پیوستن به یک اتحادیه کارگری

عبارات و ترکیب‌ها

unionizes workers

اتحاد کارگران

unionizes employees

اتحاد کارمندان

unionizes rapidly

اتحاد به سرعت

unionizes effectively

اتحاد به طور موثر

unionizes locally

اتحاد به صورت محلی

unionizes successfully

اتحاد با موفقیت

unionizes collectively

اتحاد به صورت جمعی

unionizes strategically

اتحاد به صورت استراتژیک

unionizes independently

اتحاد به صورت مستقل

unionizes regularly

اتحاد به طور منظم

جملات نمونه

the workers unionizes to demand better wages.

کارگران برای درخواست حقوق بهتر، سازماندهی می‌شوند.

she believes that every employee should unionizes for their rights.

او معتقد است که هر کارمندی باید برای حقوق خود سازماندهی شود.

the company fears that the staff will unionizes soon.

شرکت می‌ترسد که کارکنان به زودی سازماندهی شوند.

when the factory unionizes, it can negotiate better conditions.

وقتی کارخانه سازماندهی می‌شود، می‌تواند شرایط بهتر را مذاکره کند.

he advocates for the team to unionizes for fair treatment.

او از تیم حمایت می‌کند تا برای رفتار منصفانه سازماندهی شود.

the organization encourages workers to unionizes for collective bargaining.

سازمان کارگران را برای چانه زنی جمعی تشویق می‌کند تا سازماندهی شوند.

after the meeting, the employees decided to unionizes.

پس از جلسه، کارکنان تصمیم گرفتند سازماندهی شوند.

many believe that unionizes is essential for job security.

بسیاری معتقدند که سازماندهی برای امنیت شغلی ضروری است.

she plays a key role in helping the team unionizes.

او نقش کلیدی در کمک به تیم برای سازماندهی ایفا می‌کند.

the movement aims to unionizes all workers in the industry.

جنبش هدف دارد همه کارگران را در این صنعت سازماندهی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید