unionizes workers
اتحاد کارگران
unionizes employees
اتحاد کارمندان
unionizes rapidly
اتحاد به سرعت
unionizes effectively
اتحاد به طور موثر
unionizes locally
اتحاد به صورت محلی
unionizes successfully
اتحاد با موفقیت
unionizes collectively
اتحاد به صورت جمعی
unionizes strategically
اتحاد به صورت استراتژیک
unionizes independently
اتحاد به صورت مستقل
unionizes regularly
اتحاد به طور منظم
the workers unionizes to demand better wages.
کارگران برای درخواست حقوق بهتر، سازماندهی میشوند.
she believes that every employee should unionizes for their rights.
او معتقد است که هر کارمندی باید برای حقوق خود سازماندهی شود.
the company fears that the staff will unionizes soon.
شرکت میترسد که کارکنان به زودی سازماندهی شوند.
when the factory unionizes, it can negotiate better conditions.
وقتی کارخانه سازماندهی میشود، میتواند شرایط بهتر را مذاکره کند.
he advocates for the team to unionizes for fair treatment.
او از تیم حمایت میکند تا برای رفتار منصفانه سازماندهی شود.
the organization encourages workers to unionizes for collective bargaining.
سازمان کارگران را برای چانه زنی جمعی تشویق میکند تا سازماندهی شوند.
after the meeting, the employees decided to unionizes.
پس از جلسه، کارکنان تصمیم گرفتند سازماندهی شوند.
many believe that unionizes is essential for job security.
بسیاری معتقدند که سازماندهی برای امنیت شغلی ضروری است.
she plays a key role in helping the team unionizes.
او نقش کلیدی در کمک به تیم برای سازماندهی ایفا میکند.
the movement aims to unionizes all workers in the industry.
جنبش هدف دارد همه کارگران را در این صنعت سازماندهی کند.
unionizes workers
اتحاد کارگران
unionizes employees
اتحاد کارمندان
unionizes rapidly
اتحاد به سرعت
unionizes effectively
اتحاد به طور موثر
unionizes locally
اتحاد به صورت محلی
unionizes successfully
اتحاد با موفقیت
unionizes collectively
اتحاد به صورت جمعی
unionizes strategically
اتحاد به صورت استراتژیک
unionizes independently
اتحاد به صورت مستقل
unionizes regularly
اتحاد به طور منظم
the workers unionizes to demand better wages.
کارگران برای درخواست حقوق بهتر، سازماندهی میشوند.
she believes that every employee should unionizes for their rights.
او معتقد است که هر کارمندی باید برای حقوق خود سازماندهی شود.
the company fears that the staff will unionizes soon.
شرکت میترسد که کارکنان به زودی سازماندهی شوند.
when the factory unionizes, it can negotiate better conditions.
وقتی کارخانه سازماندهی میشود، میتواند شرایط بهتر را مذاکره کند.
he advocates for the team to unionizes for fair treatment.
او از تیم حمایت میکند تا برای رفتار منصفانه سازماندهی شود.
the organization encourages workers to unionizes for collective bargaining.
سازمان کارگران را برای چانه زنی جمعی تشویق میکند تا سازماندهی شوند.
after the meeting, the employees decided to unionizes.
پس از جلسه، کارکنان تصمیم گرفتند سازماندهی شوند.
many believe that unionizes is essential for job security.
بسیاری معتقدند که سازماندهی برای امنیت شغلی ضروری است.
she plays a key role in helping the team unionizes.
او نقش کلیدی در کمک به تیم برای سازماندهی ایفا میکند.
the movement aims to unionizes all workers in the industry.
جنبش هدف دارد همه کارگران را در این صنعت سازماندهی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید