unlaced behavior in the neighborhood pub.
رفتار غیرمتعارف در بار محله.
He sat down and unlaced his boot.
او نشست و چکمهاش را باز کرد.
He raises his shoe to unlace it, and catches the sight of the slippers.
او کفشش را بالا میآورد تا آن را باز کند و نگاهش به دمپایان میافتد.
It has a website, but it still has to unlace the knotty problem facing all weeklies trying to manage themselves into an online future — what does a Web-based weekly look like?
این وب سایت را دارد، اما هنوز باید مشکل پیچیده ای را که همه نشریات هفتگی در تلاش برای مدیریت خود در آینده آنلاین با آن مواجه هستند، از بین ببرد - یک نشریه مبتنی بر وب چگونه به نظر می رسد؟
She had to unlace her shoes before entering the house.
او مجبور شد قبل از ورود به خانه کفشش را باز کند.
He unlace his boots after a long day of hiking.
او بعد از یک روز طولانی پیادهروی چکمههایش را باز کرد.
The athlete quickly unlace his sneakers after the race.
ورزشکار به سرعت کفشهای ورزشی خود را بعد از مسابقه باز کرد.
Please unlace your corset before going to bed.
لطفاً قبل از خوابیدن کرست خود را باز کنید.
I always unlace my skates carefully to avoid damaging them.
من همیشه اسکیتهایم را با دقت باز میکنم تا از آسیب رساندن به آنها جلوگیری کنم.
The dancer gracefully unlace her ballet shoes after the performance.
رقاص به طور ظریف کفشهای باله خود را بعد از اجرا باز کرد.
He struggled to unlace the tangled knot in the rope.
او برای باز کردن گره درهمریخته در طناب تلاش کرد.
She had to unlace her dress to make some adjustments.
او مجبور شد تا برخی تنظیمات انجام دهد لباسش را باز کند.
The soldier quickly unlace his combat boots before heading to the shower.
سرباز به سرعت چکمههای جنگی خود را قبل از رفتن به حمام باز کرد.
It's important to unlace your hiking boots to let your feet breathe.
مهم است که چکمههای پیادهروی خود را باز کنید تا به پاهای خود اجازه دهید نفس بکشند.
unlaced behavior in the neighborhood pub.
رفتار غیرمتعارف در بار محله.
He sat down and unlaced his boot.
او نشست و چکمهاش را باز کرد.
He raises his shoe to unlace it, and catches the sight of the slippers.
او کفشش را بالا میآورد تا آن را باز کند و نگاهش به دمپایان میافتد.
It has a website, but it still has to unlace the knotty problem facing all weeklies trying to manage themselves into an online future — what does a Web-based weekly look like?
این وب سایت را دارد، اما هنوز باید مشکل پیچیده ای را که همه نشریات هفتگی در تلاش برای مدیریت خود در آینده آنلاین با آن مواجه هستند، از بین ببرد - یک نشریه مبتنی بر وب چگونه به نظر می رسد؟
She had to unlace her shoes before entering the house.
او مجبور شد قبل از ورود به خانه کفشش را باز کند.
He unlace his boots after a long day of hiking.
او بعد از یک روز طولانی پیادهروی چکمههایش را باز کرد.
The athlete quickly unlace his sneakers after the race.
ورزشکار به سرعت کفشهای ورزشی خود را بعد از مسابقه باز کرد.
Please unlace your corset before going to bed.
لطفاً قبل از خوابیدن کرست خود را باز کنید.
I always unlace my skates carefully to avoid damaging them.
من همیشه اسکیتهایم را با دقت باز میکنم تا از آسیب رساندن به آنها جلوگیری کنم.
The dancer gracefully unlace her ballet shoes after the performance.
رقاص به طور ظریف کفشهای باله خود را بعد از اجرا باز کرد.
He struggled to unlace the tangled knot in the rope.
او برای باز کردن گره درهمریخته در طناب تلاش کرد.
She had to unlace her dress to make some adjustments.
او مجبور شد تا برخی تنظیمات انجام دهد لباسش را باز کند.
The soldier quickly unlace his combat boots before heading to the shower.
سرباز به سرعت چکمههای جنگی خود را قبل از رفتن به حمام باز کرد.
It's important to unlace your hiking boots to let your feet breathe.
مهم است که چکمههای پیادهروی خود را باز کنید تا به پاهای خود اجازه دهید نفس بکشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید