unlearn

[ایالات متحده]/ʌn'lɜːn/
[بریتانیا]/ʌnˈlɚn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از حافظه پاک کردن

جملات نمونه

He was not unlearned in history.

او در تاریخ بی‎دانش نبود.

tried to unlearn smoking.

سعی کرد سیگار را فراموش کند.

an unlearned group incapable of understanding complex issues;

یک گروه غیرآگاه که قادر به درک مسائل پیچیده نیست.

the unlearned responses of our inner world.

واکنش‌های ناآموخته‌ی دنیای درون ما.

teachers are being asked to unlearn rigid rules for labelling children.

از معلمان خواسته می‌شود قوانین سختگیرانه برای برچسب‌گذاری کودکان را فراموش کنند.

teachers are being asked to unlearn rigid rules for labelling and placing children.

از معلمان خواسته می‌شود قوانین سختگیرانه برای برچسب‌گذاری و قرار دادن کودکان را فراموش کنند.

Ian Stevenson, M.D., Unlearned Language -- New Studies in Xenoglossy, University Press of Virginia, Charlottesville, 1984.

ایان استیونسون، دکتر، زبان ناآموخته - مطالعات جدید در مورد زبان‌شناسی بیگانه، انتشارات دانشگاه ویرجینیا، شارلوتسویل، ۱۹۸۴.

نمونه‌های واقعی

One who seeks the Tao unlearns something new every day.

کسی که به دنبال دائو است، هر روز چیز جدیدی را فراموش می‌کند.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

It's a form of innate or unlearned optimism.

این نوعی خوش‌بینی ذاتی یا اکتشاف‌نشده است.

منبع: Past exam translation questions for the English graduate entrance examination.

I can't unlearn how to treat a lady.

نمی‌توانم یاد بگیرم چگونه با احترام با یک خانم رفتار کنم.

منبع: Modern Family - Season 03

So how can I " forget" or " unlearn" this wanting for pesto?

چگونه می توانم " فراموش کنم" یا " از یاد ببرم" این اشتیاق برای پستو؟

منبع: WIL Life Revelation

With help, people who are brainwashed can unlearn this coping mechanism.

با کمک، افرادی که مغزشان شسته شده است می توانند این مکانیسم مقابله ای را از یاد ببرند.

منبع: VOA Special August 2019 Collection

But, as we grow up, most of us slowly unlearn it.

اما با بزرگ شدن، بیشتر ما به آرامی آن را از یاد می بریم.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

The good news is that what is unlearned can be learned again.

خبر خوب این است که آنچه از یاد رفته می تواند دوباره یاد گرفته شود.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

So it's going to be very hard to unlearn celebrating on your own.

بنابراین، از یاد بردن جشن گرفتن به تنهایی بسیار دشوار خواهد بود.

منبع: VOA Standard English_Africa

And that was the moment we unlearned that other lesson we had just learned a few seconds earlier.

و آن لحظه ای بود که آن درس دیگر را که چند ثانیه قبل یاد گرفته بودیم، از یاد بردیم.

منبع: How I Met Your Mother: The Video Version (Season 5)

Your brain would never get that " reward" signal, and your brain would unlearn to want alcohol.

مغز شما هرگز آن سیگنال " پاداش" را دریافت نمی کند و مغز شما یاد می گیرد که میل به الکل نداشته باشد.

منبع: WIL Life Revelation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید