unloosing

[ایالات متحده]/ʌnˈluːsən/
[بریتانیا]/ʌnˈlusən/

ترجمه

vt. آزاد کردن از محدودیت یا تنگی

عبارات و ترکیب‌ها

unloosen the knot

شل کردن گره

unloosen the grip

شل کردن گرفتن

unloosen the belt

شل کردن کمربند

unloosen your hair

شل کردن موهای خود

unloosen the screws

شل کردن پیچ‌ها

unloosen the ties

شل کردن بندها

unloosen the chains

شل کردن زنجیرها

unloosen the bonds

شل کردن پیوندها

unloosen the pressure

شل کردن فشار

unloosen the restrictions

شل کردن محدودیت‌ها

جملات نمونه

it’s important to unloosen the straps before removing the backpack.

قبل از برداشتن کوله‌پشتی، مهم است که بندها را باز کنید.

she decided to unloosen her hair for the party.

او تصمیم گرفت موهایش را برای مهمانی باز کند.

he needed to unloosen the screws to fix the machine.

او برای تعمیر دستگاه نیاز داشت پیچ‌ها را باز کند.

make sure to unloosen the belt after a long meal.

مطمئن شوید که بعد از یک وعده غذایی طولانی کمربند را باز کنید.

she tried to unloosen the knot in the rope.

او سعی کرد گره در طناب را باز کند.

unloosen your grip on the ball to throw it further.

برای پرتاب توپ بیشتر، گرفتن توپ خود را باز کنید.

he had to unloosen the laces on his shoes for comfort.

او برای راحتی باید بندهای کفشش را باز کند.

unloosen the tension in your muscles with some stretches.

با انجام حرکات کششی، تنش را از عضلات خود دور کنید.

they decided to unloosen the rules for the event.

آنها تصمیم گرفتند قوانین را برای رویداد کمی باز کنند.

unloosen your worries and enjoy the moment.

نگرانی‌های خود را کنار بگذارید و از لحظه لذت ببرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید