unman the enemy
غیرفعال کردن دشمن
unman the crew
غیرفعال کردن خدمه
unman the situation
غیرفعال کردن وضعیت
unman the defenses
غیرفعال کردن دفاعها
unman the forces
غیرفعال کردن نیروها
unman the operation
غیرفعال کردن عملیات
unman the weapons
غیرفعال کردن سلاحها
unman the guards
غیرفعال کردن نگهبانان
unman the troops
غیرفعال کردن سربازان
unman the base
غیرفعال کردن پایگاه
they decided to unman the vehicle for safety reasons.
آنها تصمیم گرفتند به دلایل ایمنی، وسیله نقلیه را از خدمه جدا کنند.
the military plans to unman certain bases to reduce risks.
ارتش قصد دارد برخی از پایگاهها را برای کاهش خطر از خدمه جدا کند.
unmanned drones are being used for surveillance.
پهپادهای بدون سرنشین برای نظارت استفاده میشوند.
we should unman the operation during the night shift.
ما باید عملیات را در شیفت شب از خدمه جدا کنیم.
technological advancements allow us to unman many processes.
پیشرفتهای فناوری به ما این امکان را میدهند که بسیاری از فرآیندها را از خدمه جدا کنیم.
the company aims to unman its delivery services.
شرکت قصد دارد خدمات تحویل خود را از خدمه جدا کند.
they are testing a new system to unman the assembly line.
آنها در حال آزمایش یک سیستم جدید برای جدا کردن خط تولید از خدمه هستند.
unmanned vehicles are becoming more common in agriculture.
وسایل نقلیه بدون سرنشین در کشاورزی رایجتر میشوند.
he suggested we unman the project to save costs.
او پیشنهاد کرد که پروژه را برای صرفهجویی در هزینهها از خدمه جدا کنیم.
unmanned operations can improve efficiency in many industries.
عملیات بدون سرنشین میتواند کارایی را در بسیاری از صنایع بهبود بخشد.
unman the enemy
غیرفعال کردن دشمن
unman the crew
غیرفعال کردن خدمه
unman the situation
غیرفعال کردن وضعیت
unman the defenses
غیرفعال کردن دفاعها
unman the forces
غیرفعال کردن نیروها
unman the operation
غیرفعال کردن عملیات
unman the weapons
غیرفعال کردن سلاحها
unman the guards
غیرفعال کردن نگهبانان
unman the troops
غیرفعال کردن سربازان
unman the base
غیرفعال کردن پایگاه
they decided to unman the vehicle for safety reasons.
آنها تصمیم گرفتند به دلایل ایمنی، وسیله نقلیه را از خدمه جدا کنند.
the military plans to unman certain bases to reduce risks.
ارتش قصد دارد برخی از پایگاهها را برای کاهش خطر از خدمه جدا کند.
unmanned drones are being used for surveillance.
پهپادهای بدون سرنشین برای نظارت استفاده میشوند.
we should unman the operation during the night shift.
ما باید عملیات را در شیفت شب از خدمه جدا کنیم.
technological advancements allow us to unman many processes.
پیشرفتهای فناوری به ما این امکان را میدهند که بسیاری از فرآیندها را از خدمه جدا کنیم.
the company aims to unman its delivery services.
شرکت قصد دارد خدمات تحویل خود را از خدمه جدا کند.
they are testing a new system to unman the assembly line.
آنها در حال آزمایش یک سیستم جدید برای جدا کردن خط تولید از خدمه هستند.
unmanned vehicles are becoming more common in agriculture.
وسایل نقلیه بدون سرنشین در کشاورزی رایجتر میشوند.
he suggested we unman the project to save costs.
او پیشنهاد کرد که پروژه را برای صرفهجویی در هزینهها از خدمه جدا کنیم.
unmanned operations can improve efficiency in many industries.
عملیات بدون سرنشین میتواند کارایی را در بسیاری از صنایع بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید