unmanaged

[ایالات متحده]/[ʌnˈmænɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmænɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرکنترل شده یا بدون نظارت؛ بدون مدیریت؛ بدون کنترل مدیر یا ناظر؛ مربوط به سیستم‌ها یا منابع کامپیوتری که به صورت متمرکز کنترل یا نظارت نمی‌شوند.
adv. به روشی غیرمدیریتی.

عبارات و ترکیب‌ها

unmanaged risk

ریسک غیرمدیریت‌شده

unmanaged data

داده غیرمدیریت‌شده

unmanaged forest

جنگل غیرمدیریت‌شده

unmanaged land

زمین غیرمدیریت‌شده

be unmanaged

غیرمدیریت‌شده بودن

unmanaged account

حساب غیرمدیریت‌شده

unmanaged resources

منابع غیرمدیریت‌شده

unmanaged growth

رشد غیرمدیریت‌شده

unmanaged system

سیستم غیرمدیریت‌شده

unmanaged project

پروژه غیرمدیریت‌شده

جملات نمونه

the unmanaged forest was overgrown with weeds and invasive species.

جنگل بدون مدیریت پوشیده از علف‌های هرز و گونه‌های مهاجم بود.

an unmanaged project can quickly fall behind schedule and budget.

یک پروژه بدون مدیریت می‌تواند به سرعت از برنامه زمانی و بودجه عقب بماند.

we need to implement a system to prevent unmanaged access to sensitive data.

ما باید سیستمی را برای جلوگیری از دسترسی غیرمدیریت شده به داده‌های حساس اجرا کنیم.

the unmanaged server was vulnerable to cyberattacks.

سرور بدون مدیریت در برابر حملات سایبری آسیب‌پذیر بود.

it's crucial to avoid unmanaged growth in the early stages of a startup.

اجتناب از رشد غیرمدیریت شده در مراحل اولیه یک استارت‌آپ بسیار مهم است.

the unmanaged data resulted in inaccurate reporting and poor decision-making.

داده‌های بدون مدیریت منجر به گزارش‌دهی نادرست و تصمیم‌گیری ضعیف شد.

we discovered several unmanaged accounts with elevated privileges.

ما چندین حساب کاربری غیرمدیریت شده با امتیازات بالا کشف کردیم.

the unmanaged inventory led to stockouts and lost sales opportunities.

موجودی بدون مدیریت منجر به کمبود موجودی و از دست دادن فرصت‌های فروش شد.

proper training is essential to prevent unmanaged use of company equipment.

آموزش مناسب برای جلوگیری از استفاده غیرمدیریت شده از تجهیزات شرکت ضروری است.

the unmanaged social media presence damaged the company's reputation.

حضور غیرمدیریت شده در رسانه‌های اجتماعی به شهرت شرکت آسیب رساند.

an unmanaged network poses a significant security risk.

یک شبکه بدون مدیریت خطرات امنیتی قابل توجهی ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید