unmanaged risk
ریسک غیرمدیریتشده
unmanaged data
داده غیرمدیریتشده
unmanaged forest
جنگل غیرمدیریتشده
unmanaged land
زمین غیرمدیریتشده
be unmanaged
غیرمدیریتشده بودن
unmanaged account
حساب غیرمدیریتشده
unmanaged resources
منابع غیرمدیریتشده
unmanaged growth
رشد غیرمدیریتشده
unmanaged system
سیستم غیرمدیریتشده
unmanaged project
پروژه غیرمدیریتشده
the unmanaged forest was overgrown with weeds and invasive species.
جنگل بدون مدیریت پوشیده از علفهای هرز و گونههای مهاجم بود.
an unmanaged project can quickly fall behind schedule and budget.
یک پروژه بدون مدیریت میتواند به سرعت از برنامه زمانی و بودجه عقب بماند.
we need to implement a system to prevent unmanaged access to sensitive data.
ما باید سیستمی را برای جلوگیری از دسترسی غیرمدیریت شده به دادههای حساس اجرا کنیم.
the unmanaged server was vulnerable to cyberattacks.
سرور بدون مدیریت در برابر حملات سایبری آسیبپذیر بود.
it's crucial to avoid unmanaged growth in the early stages of a startup.
اجتناب از رشد غیرمدیریت شده در مراحل اولیه یک استارتآپ بسیار مهم است.
the unmanaged data resulted in inaccurate reporting and poor decision-making.
دادههای بدون مدیریت منجر به گزارشدهی نادرست و تصمیمگیری ضعیف شد.
we discovered several unmanaged accounts with elevated privileges.
ما چندین حساب کاربری غیرمدیریت شده با امتیازات بالا کشف کردیم.
the unmanaged inventory led to stockouts and lost sales opportunities.
موجودی بدون مدیریت منجر به کمبود موجودی و از دست دادن فرصتهای فروش شد.
proper training is essential to prevent unmanaged use of company equipment.
آموزش مناسب برای جلوگیری از استفاده غیرمدیریت شده از تجهیزات شرکت ضروری است.
the unmanaged social media presence damaged the company's reputation.
حضور غیرمدیریت شده در رسانههای اجتماعی به شهرت شرکت آسیب رساند.
an unmanaged network poses a significant security risk.
یک شبکه بدون مدیریت خطرات امنیتی قابل توجهی ایجاد میکند.
unmanaged risk
ریسک غیرمدیریتشده
unmanaged data
داده غیرمدیریتشده
unmanaged forest
جنگل غیرمدیریتشده
unmanaged land
زمین غیرمدیریتشده
be unmanaged
غیرمدیریتشده بودن
unmanaged account
حساب غیرمدیریتشده
unmanaged resources
منابع غیرمدیریتشده
unmanaged growth
رشد غیرمدیریتشده
unmanaged system
سیستم غیرمدیریتشده
unmanaged project
پروژه غیرمدیریتشده
the unmanaged forest was overgrown with weeds and invasive species.
جنگل بدون مدیریت پوشیده از علفهای هرز و گونههای مهاجم بود.
an unmanaged project can quickly fall behind schedule and budget.
یک پروژه بدون مدیریت میتواند به سرعت از برنامه زمانی و بودجه عقب بماند.
we need to implement a system to prevent unmanaged access to sensitive data.
ما باید سیستمی را برای جلوگیری از دسترسی غیرمدیریت شده به دادههای حساس اجرا کنیم.
the unmanaged server was vulnerable to cyberattacks.
سرور بدون مدیریت در برابر حملات سایبری آسیبپذیر بود.
it's crucial to avoid unmanaged growth in the early stages of a startup.
اجتناب از رشد غیرمدیریت شده در مراحل اولیه یک استارتآپ بسیار مهم است.
the unmanaged data resulted in inaccurate reporting and poor decision-making.
دادههای بدون مدیریت منجر به گزارشدهی نادرست و تصمیمگیری ضعیف شد.
we discovered several unmanaged accounts with elevated privileges.
ما چندین حساب کاربری غیرمدیریت شده با امتیازات بالا کشف کردیم.
the unmanaged inventory led to stockouts and lost sales opportunities.
موجودی بدون مدیریت منجر به کمبود موجودی و از دست دادن فرصتهای فروش شد.
proper training is essential to prevent unmanaged use of company equipment.
آموزش مناسب برای جلوگیری از استفاده غیرمدیریت شده از تجهیزات شرکت ضروری است.
the unmanaged social media presence damaged the company's reputation.
حضور غیرمدیریت شده در رسانههای اجتماعی به شهرت شرکت آسیب رساند.
an unmanaged network poses a significant security risk.
یک شبکه بدون مدیریت خطرات امنیتی قابل توجهی ایجاد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید