unmissable

[ایالات متحده]/ʌn'mɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیلی مهم یا لذت‌بخش که نباید از دست برود؛ خیلی خوب که نباید از دست برود

جملات نمونه

the special effects make this an unmissable treat.

این جلوه‌های ویژه آن را به یک خوراکی که نباید از دست داد تبدیل می‌کند.

A hostess in the doorway or a tout in the street will entice a punter with an unmissable offer.

یک میزبان در درب ورودی یا یک بازاریاب در خیابان با یک پیشنهاد از دست ندادنی مشتری را اغوا خواهد کرد.

نمونه‌های واقعی

This “differentiation” began when Mr Clegg seized an unmissable chance to rough up the Tories over a botched health reform.

این «تمایز» زمانی آغاز شد که آقای کليگ فرصت بی‌نظیری برای آزار و اذيت محافظه‌کاران در مورد یک اصلاحات بهداشتی ناموفق داشت.

منبع: The Economist - International

Sri Lanka is renowned for offering some incredible experiences: explore thousand-year-old Buddhist monuments and hike through lush green tiered tea plantations, witness the unmissable elephant gathering at Minneriya National Park.

سريلانکا به ارائه تجربیات فوق‌العاده معروف است: کاوش در بناهای بودایی باستانی هزار ساله و پیاده‌روی در مزارع چای سبز لجنه‌ای سرسبز، شاهد تجمع بی‌نظیر فیل‌ها در پارک ملی مینرییا باشید.

منبع: Travel around the world

He's cleaned Marat up, of course. The skin has the colour of cool stone, the wound is unmissable, yet at the same time almost delicate, like the incision in the side of Christ on the cross.

البته او مارات را تمیز کرده است. پوست رنگ سنگ خنک را دارد، زخم بی‌نظیر است، اما در عین حال تقریباً ظریف است، مانند شکاف در کنار مسیح بر روی صلیب.

منبع: The Power of Art - Jacques-Louis David

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید