unmuzzle the truth
آزادی دادن به حقیقت
unmuzzle your voice
صدای خود را آزاد کنید
unmuzzle the debate
بحث را آزاد کنید
unmuzzle the silence
سکوت را آزاد کنید
unmuzzle the issues
مسائل را آزاد کنید
unmuzzle the conversation
گفتگو را آزاد کنید
unmuzzle the fears
ترسها را آزاد کنید
unmuzzle the opinions
نظرات را آزاد کنید
unmuzzle the potential
ظرفیت را آزاد کنید
unmuzzle the ideas
ایدهها را آزاد کنید
it's time to unmuzzle the dog so it can play freely.
اکنون زمان آن است که زنجیر از دهان سگ برداریم تا بتواند آزادانه بازی کند.
we need to unmuzzle the conversation about mental health.
ما نیاز داریم بحث درباره سلامت روان را آزاد کنیم.
the new policy aims to unmuzzle the voices of marginalized communities.
سیاست جدید هدف خود را آزاد کردن صدای جوامع به حاشیه رانده شده قرار داده است.
unmuzzle your creativity and let your ideas flow.
خلاقیت خود را آزاد کنید و اجازه دهید ایدههایتان جریان یابد.
it's important to unmuzzle the truth in this investigation.
در این تحقیق، آزاد کردن حقیقت مهم است.
they decided to unmuzzle the debate on climate change.
آنها تصمیم گرفتند بحث در مورد تغییرات آب و هوایی را آزاد کنند.
unmuzzle your thoughts and share them with the group.
افکار خود را آزاد کنید و آنها را با گروه به اشتراک بگذارید.
the artist wanted to unmuzzle her emotions through her work.
هنرمند میخواست احساسات خود را از طریق آثارش آزاد کند.
unmuzzle the potential of young entrepreneurs.
پتانسیل کارآفرینان جوان را آزاد کنید.
we must unmuzzle the discussion on social justice.
ما باید بحث در مورد عدالت اجتماعی را آزاد کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید