unordered list
لیست بدون ترتیب
unordered set
مجموعه بدون ترتیب
unordered map
نقشه بدون ترتیب
unordered array
آرایه بدون ترتیب
unordered data
اطلاعات بدون ترتیب
unordered elements
عناصر بدون ترتیب
unordered collection
مجموعه داده بدون ترتیب
unordered items
موارد بدون ترتیب
unordered sequence
دنباله بدون ترتیب
unordered entries
ورودیهای بدون ترتیب
the list of items is unordered, making it hard to find what i need.
لیست اقلام نامرتب است و پیدا کردن آنچه نیاز دارم را دشوار می کند.
in an unordered state, the documents were difficult to organize.
در حالت نامرتب، اسناد سازماندهی کردن را دشوار می کردند.
the students submitted their projects in an unordered fashion.
دانشجویان پروژه های خود را به روشی نامرتب ارائه کردند.
unordered thoughts can lead to confusion during a discussion.
افکار نامرتب می تواند منجر به سردرگمی در طول بحث شود.
he prefers unordered lists for brainstorming sessions.
او ترجیح می دهد برای جلسات بارش فکری از لیست های نامرتب استفاده کند.
the unordered arrangement of the chairs made the room feel chaotic.
چیدمان نامرتب صندلی ها باعث شد اتاق حس آشفتگی داشته باشد.
she likes to keep her books in an unordered stack.
او دوست دارد کتاب های خود را در یک پشته نامرتب نگه دارد.
his thoughts were unordered, making it hard to write the essay.
افکار او نامرتب بودند و نوشتن مقاله را دشوار می کردند.
unordered data can complicate the analysis process.
داده های نامرتب می توانند فرآیند تجزیه و تحلیل را پیچیده کنند.
she sorted the unordered files into neat categories.
او فایل های نامرتب را به دسته های مرتب سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید