unplayed

[ایالات متحده]/[ʌnˈpleɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈpleɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.هنوز بازی نشده؛ هنوز اجرا نشده.
adv.هنوز بازی نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unplayed hand

دست بازی نشده

unplayed game

بازی نشده

still unplayed

هنوز بازی نشده

unplayed track

قطعه موسیقی نشده

unplayed level

سطح بازی نشده

unplayed song

آهنگ بازی نشده

unplayed role

نقش بازی نشده

unplayed match

مسابقه بازی نشده

unplayed card

کارت بازی نشده

unplayed music

موسیقی بازی نشده

جملات نمونه

the board game had several unplayed spaces.

بازی تخته‌ای چندین فضای بازی‌نشده داشت.

we have a lot of unplayed music on the hard drive.

ما موسیقی زیادی در هارد دیسک داریم که هنوز پخش نشده است.

there were several unplayed rounds in the tournament.

چند دور بازی‌نشده در مسابقات وجود داشت.

the unplayed hand of cards was shuffled and dealt.

دست کارت‌های بازی‌نشده مخلوط و توزیع شد.

he had an unplayed role in the school play.

او نقش بازی‌نشده‌ای در نمایش مدرسه داشت.

the unplayed level remains a challenge for many players.

سطح بازی‌نشده همچنان یک چالش برای بسیاری از بازیکنان است.

the unplayed portion of the concert was announced later.

بخشی از کنسرت که اجرا نشده بود، بعداً اعلام شد.

the unplayed script sat on his desk for weeks.

فیلمنامه بازی‌نشده برای هفته‌ها روی میز او قرار داشت.

the unplayed video game sat gathering dust.

بازی ویدیویی بازی‌نشده در حال جمع کردن گرد و غبار بود.

an unplayed symphony was rediscovered in the archives.

یک سمفونی بازی‌نشده در بایگانی‌ها دوباره کشف شد.

the unplayed section of the song was added to the setlist.

بخشی از آهنگ که اجرا نشده بود به لیست آهنگ‌ها اضافه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید