unregulate

[ایالات متحده]/ˌʌnˈreɡjuleɪt/
[بریتانیا]/ˌʌnˈreɡjuleɪt/

ترجمه

v. آزاد کردن از مقررات یا قوانین؛ حذف کنترل دولتی از یک صنعت یا فعالیت.

عبارات و ترکیب‌ها

unregulated markets

بازارهای تنظیم‌نشده

unregulated industries

صنایعی تنظیم‌نشده

unregulated banking

بانکداری تنظیم‌نشده

unregulated economy

اقتصاد تنظیم‌نشده

fully unregulated

کاملاً تنظیم‌نشده

unregulated activities

فعالیت‌های تنظیم‌نشده

unregulated practices

روش‌های تنظیم‌نشده

unregulated commerce

تجارت تنظیم‌نشده

unregulated businesses

کسب‌وکارهای تنظیم‌نشده

unregulated trade

تجارت تنظیم‌نشده

جملات نمونه

the government plans to unregulate the telecommunications industry to increase competition.

دولت قصد دارد صنعت مخابرات را از مقررات دولتی آزاد کند تا رقابت افزایش یابد.

many economists argue that we should unregulate small businesses to stimulate economic growth.

بسیاری از اقتصاددانان استدلال می‌کنند که باید کسب و کارهای کوچک را از مقررات دولتی آزاد کرد تا رشد اقتصادی را تقویت کرد.

the new policy will unregulate certain aspects of the financial sector.

سیاست جدید جنبه‌هایی از بخش مالی را از مقررات دولتی آزاد خواهد کرد.

some countries choose to unregulate their energy markets to attract foreign investment.

برخی از کشورها برای جذب سرمایه خارجی، بازارهای انرژی خود را از مقررات دولتی آزاد می‌کنند.

the administration promised to unregulate the housing market and reduce red tape.

اداره قول داده است بازار مسکن را از مقررات دولتی آزاد کند و مقررات دست و پا گیر را کاهش دهد.

critics warn that to completely unregulate the banking industry could lead to instability.

منتقدان هشدار می‌دهند که آزاد کردن کامل صنعت بانکداری می‌تواند منجر به بی‌ثباتی شود.

the commission voted to unregulate several key sectors of the economy.

کمیسیون به رای به آزاد کردن چندین بخش کلیدی اقتصاد از مقررات دولتی رای داد.

proponents suggest that unregulate prices will benefit consumers through lower costs.

طرفداران پیشنهاد می‌کنند که آزاد کردن قیمت‌ها از طریق کاهش هزینه‌ها به نفع مصرف‌کنندگان خواهد بود.

the proposed bill would unregulate agricultural trade and remove subsidies.

پیش‌نویس قانون پیشنهادی تجارت کشاورزی را از مقررات دولتی آزاد کرده و یارانه‌ها را حذف می‌کند.

transportation officials want to unregulate airline routes and increase route flexibility.

مسئولان حمل و نقل می‌خواهند مسیرهای خطوط هوایی را از مقررات دولتی آزاد کرده و انعطاف‌پذیری مسیر را افزایش دهند.

environmental groups oppose plans to unregulate pollution standards in manufacturing.

گروه‌های زیست‌محیطی با برنامه‌هایی برای آزاد کردن استانداردهای آلودگی در تولید مخالفت می‌کنند.

the governor seeks to unregulate business licensing procedures to encourage entrepreneurship.

استاندار به دنبال آزاد کردن رویه‌های صدور مجوز کسب و کار برای تشویق کارآفرینی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید