unsaturates

[ایالات متحده]/ʌnˈsætʃ.ər.eɪt/
[بریتانیا]/ʌnˈsætʃ.ə.reɪt/

ترجمه

n. یک ترکیب غیر اشباع

عبارات و ترکیب‌ها

unsaturate fats

چربی‌های اشباع نشده

unsaturate compounds

ترکیبات اشباع نشده

unsaturate solutions

محلول‌های اشباع نشده

unsaturate oils

روغن‌های اشباع نشده

unsaturate bonds

پیوندهای اشباع نشده

unsaturate mixtures

مخلوط‌های اشباع نشده

unsaturate hydrocarbons

هیدروکربن‌های اشباع نشده

unsaturate reactions

واکنش‌های اشباع نشده

unsaturate levels

سطوح اشباع نشده

جملات نمونه

to unsaturate the solution, add more solvent.

برای اشباع نکردن محلول، حلال بیشتری اضافه کنید.

we need to unsaturate the fat in the recipe.

ما باید چربی را در دستور غذا اشباع نکنیم.

unsaturate the colors in the painting for a softer look.

برای داشتن ظاهری ملایم‌تر، رنگ‌ها را در نقاشی اشباع نکنید.

he decided to unsaturate his wardrobe with brighter colors.

او تصمیم گرفت با رنگ‌های روشن‌تر کمد لباس خود را اشباع نکند.

to unsaturate the air, we need to ventilate the room.

برای اشباع نکردن هوا، باید اتاق را تهویه کنیم.

unsaturate the market by introducing new products.

با معرفی محصولات جدید، بازار را اشباع نکنید.

they aim to unsaturate the oil in their diet.

آنها قصد دارند چربی موجود در رژیم غذایی خود را اشباع نکنند.

to unsaturate the emotions, take a step back and breathe.

برای اشباع نکردن احساسات، یک قدم به عقب بردارید و نفس بکشید.

it's important to unsaturate the flavors for a balanced dish.

برای داشتن غذایی متعادل، مهم است که طعم‌ها را اشباع نکنید.

unsaturate your thoughts to gain clarity.

برای به دست آوردن وضوح، افکار خود را اشباع نکنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید