unslippered

[ایالات متحده]/[ʌnˈslɪpəd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈslɪpərd]/

ترجمه

adj. بدون چرمی یا کفش چرمی؛ بدون چرمی.

عبارات و ترکیب‌ها

unslippered feet

پای بدون چرم

keeping unslippered

نگهداری از پای بدون چرم

unslippered toes

انگشتان پای بدون چرم

felt unslippered

احساس بدون چرم

unslippered state

وضعیت بدون چرم

unslippered floor

زمین بدون چرم

walking unslippered

پیاده روی بدون چرم

unslippered and cool

بدون چرم و خنک

unslippered comfort

راحتی بدون چرم

unslippered sensation

احساس بدون چرم

جملات نمونه

he walked across the lawn with unslippered feet, enjoying the cool grass.

او با پایی که از جوراب برはずده بود، روی گیاهان سرد عبور کرد و لذت برد.

the children ran around the pool, their little feet unslippered and splashing.

کودکان حول استخر دویدند، پای کوچکشان بدون جوراب و آب پاشیده بود.

she preferred the feeling of the sand between her unslippered toes.

او به احساس ریزهای بین پایش که از جوراب برはずده بود، ترجیح می داد.

after a long day, he felt relaxed with his feet unslippered and resting.

پس از یک روز طولانی، او با پایی که از جوراب برはずده بود و در حال استراحت بود، آرام شد.

the unslippered dancer moved gracefully across the stage.

رقصنده ای که از جوراب برはずده بود، با گریزه ای زیبایی روی صحنه حرکت کرد.

they sat around the campfire, their feet unslippered and warming by the flames.

آنها در کنار آتش چادرو نشسته بودند، پایشان بدون جوراب و با گرم شدن از نور آتش.

the artist painted a portrait of a woman with unslippered feet on the beach.

هنرمند یک پورت레이ت زنی را که پایش از جوراب برはずده بود، روی دریاچه نقاشی کرد.

he tiptoed through the house, his movements unslippered and quiet.

او با حرکاتی که از جوراب برはずده بود و آرام، از خانه عبور کرد.

the yoga instructor encouraged students to practice with unslippered feet on the mat.

مربی یوگا دانشجویان را تشویق کرد تا روی مات با پایی که از جوراب برはずده بود تمرین کنند.

she felt grounded and connected to the earth with her unslippered feet.

او با پایی که از جوراب برはずده بود، احساس ارتباط با زمین و پایداری داشت.

the toddler played in the sandbox, happily unslippered and digging.

نوزاد در جعبه ریزه بازی می کرد، خوشحال و بدون جوراب و حفاری می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید