unstrained

[ایالات متحده]/ʌnˈstreɪnd/
[بریتانیا]/ʌnˈstreɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نه تحمیل شده یا محدود شده؛ نه کشیده شده؛ نه فیلتر شده

عبارات و ترکیب‌ها

unstrained growth

رشد بدون محدودیت

unstrained joy

شادی بدون محدودیت

unstrained laughter

خنده بدون محدودیت

unstrained energy

انرژی بدون محدودیت

unstrained creativity

خلاقیت بدون محدودیت

unstrained conversation

گفتگوی بدون محدودیت

unstrained relationships

روابط بدون محدودیت

unstrained expression

ابراز وجود بدون محدودیت

unstrained performance

اجرای بدون محدودیت

unstrained movement

حرکت بدون محدودیت

جملات نمونه

her unstrained laughter filled the room.

خنده بدون ریايش اتاق را پر کرد.

he spoke with an unstrained confidence during the presentation.

او در طول ارائه با اعتماد به نفس بدون ریا صحبت کرد.

the unstrained relationship between them made communication easy.

رابطه بدون ریا بین آنها ارتباط را آسان کرد.

she approached the task with an unstrained attitude.

او این کار را با نگرشی بدون ریا انجام داد.

his unstrained movements on stage captivated the audience.

حرکات بدون ریا او روی صحنه مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the unstrained nature of their friendship allowed for honest discussions.

طبیعت بدون ریا دوستی آنها اجازه بحث های صادقانه را می داد.

she sang the song with an unstrained voice.

او آهنگ را با صدایی بدون ریا خواند.

his unstrained approach to challenges inspired his team.

رویکرد بدون ریا او به چالش ها تیمش را الهام بخشید.

the conversation flowed in an unstrained manner.

گفتگو به روشی بدون ریا جریان داشت.

they enjoyed an unstrained day at the park.

آنها یک روز بدون ریا در پارک گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید