unsunk

[ایالات متحده]/[ʌnˈsʌŋk]/
[بریتانیا]/[ʌnˈsʌŋk]/

ترجمه

adj. غرق نشده؛ از کف آب بالا آمده.
v. از کف آب بالا بردن؛ نجات دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

unsunk vessel

کشتی غرق نشده

unsunk hopes

امیدهای غرق نشده

unsunk spirit

روح غرق نشده

unsunk potential

ظرفیت غرق نشده

unsunk treasure

گنج غرق نشده

unsunk glory

جلال غرق نشده

unsunk dreams

رویاهای غرق نشده

unsunk state

وضعیت غرق نشده

unsunk value

ارزش غرق نشده

unsunk fortunes

ثروت غرق نشده

جملات نمونه

the unsunk treasure still lies at the bottom of the ocean.

زیر دریایی غرق نشده همچنان معمایی برای مورخان بود.

the unsunk ship remained afloat after the storm.

با وجود طوفان، کشتی همچنان سالم و غرق نشده باقی ماند.

despite the attack, the unsunk vessel continued its journey.

جستجوگر گنج امیدوار بود یک گالیون غرق نشده پر از طلا پیدا کند.

the unsunk part of the fleet returned safely to port.

افسانه قدیمی از یک شهر غرق نشده در زیر آب صحبت می‌کرد.

the unsunk remains of the ancient ship were discovered by archaeologists.

او بعد از دست دادن شغل و خانه‌اش احساس ناامیدی کرد.

the unsunk portion of the iceberg posed a threat to navigation.

تیم موقعیت بدون تغییر خود در جدول لیگ را جشن گرفتند.

the unsunk enemy ships posed a continued threat.

احساس ناامیدی غرق کننده بر او غلبه کرد.

the unsunk wreckage was eventually recovered.

شهرت شرکت با وجود رسوایی همچنان دست نخورده باقی ماند.

the unsunk section of the bridge survived the flood.

روحیه دست نخورده داوطلبانان الهام بخش همه بود.

an unsunk legend lives on in maritime history.

این پروژه در ابتدا به دلیل پیچیدگی غیر قابل انجام تلقی شد.

the divers found the unsunk cargo scattered on the seabed.

اعتماد به نفس دست نخورده ورزشکار در عملکرد آنها آشکار بود.

even unsunk vessels require proper maintenance.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید