unsunned areas
مناطعی که آفتاب نرسیده است
unsunned spots
مناطقی که آفتاب نرسیده است
unsunned plants
گیاهانی که آفتاب نرسیده است
unsunned corners
گوشههایی که آفتاب نرسیده است
unsunned surfaces
سطحهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned regions
مناطقی که آفتاب نرسیده است
unsunned fields
زمینهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned gardens
باغهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned paths
مسیرهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned places
مکانهایی که آفتاب نرسیده است
the unsunned garden was filled with shadows.
باغ بدون آفتاب پر از سایه بود.
she preferred the unsunned side of the house.
او سمت بدون آفتاب خانه را ترجیح می داد.
unsunned areas often retain moisture longer.
مناطق بدون آفتاب اغلب رطوبت را بیشتر حفظ می کنند.
the unsunned leaves were still vibrant green.
برگ های بدون آفتاب هنوز سبز زنده بودند.
they discovered an unsunned spot perfect for reading.
آنها یک نقطه بدون آفتاب عالی برای مطالعه کشف کردند.
unsunned fruits may have a different taste.
میوه های بدون آفتاب ممکن است طعم متفاوتی داشته باشند.
she enjoyed painting the unsunned parts of the landscape.
او از نقاشی قسمت های بدون آفتاب منظره لذت می برد.
the unsunned path was overgrown with weeds.
مسیر بدون آفتاب با علف های هرز پوشیده شده بود.
unsunned regions in the forest are cool and damp.
مناطق بدون آفتاب در جنگل خنک و مرطوب هستند.
he took a break in the unsunned corner of the park.
او در گوشه بدون آفتاب پارک استراحت کرد.
unsunned areas
مناطعی که آفتاب نرسیده است
unsunned spots
مناطقی که آفتاب نرسیده است
unsunned plants
گیاهانی که آفتاب نرسیده است
unsunned corners
گوشههایی که آفتاب نرسیده است
unsunned surfaces
سطحهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned regions
مناطقی که آفتاب نرسیده است
unsunned fields
زمینهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned gardens
باغهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned paths
مسیرهایی که آفتاب نرسیده است
unsunned places
مکانهایی که آفتاب نرسیده است
the unsunned garden was filled with shadows.
باغ بدون آفتاب پر از سایه بود.
she preferred the unsunned side of the house.
او سمت بدون آفتاب خانه را ترجیح می داد.
unsunned areas often retain moisture longer.
مناطق بدون آفتاب اغلب رطوبت را بیشتر حفظ می کنند.
the unsunned leaves were still vibrant green.
برگ های بدون آفتاب هنوز سبز زنده بودند.
they discovered an unsunned spot perfect for reading.
آنها یک نقطه بدون آفتاب عالی برای مطالعه کشف کردند.
unsunned fruits may have a different taste.
میوه های بدون آفتاب ممکن است طعم متفاوتی داشته باشند.
she enjoyed painting the unsunned parts of the landscape.
او از نقاشی قسمت های بدون آفتاب منظره لذت می برد.
the unsunned path was overgrown with weeds.
مسیر بدون آفتاب با علف های هرز پوشیده شده بود.
unsunned regions in the forest are cool and damp.
مناطق بدون آفتاب در جنگل خنک و مرطوب هستند.
he took a break in the unsunned corner of the park.
او در گوشه بدون آفتاب پارک استراحت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید