untapped

[ایالات متحده]/ˌʌnˈtæpt/
[بریتانیا]/ˌʌnˈtæpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. استفاده نشده; توسعه نیافته; بهره‌برداری نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

untapped potential

ظرفیت‌های استفاده‌نشده

untapped market

بازار دست‌نخورده

جملات نمونه

an untapped cask of wine.

یک بشکه شراب دست نخورده.

the vast untapped potential of individual women and men.

پتانسیل عظیم و دست نخورده زنان و مردان.

We must make use of our untapped reservoirs of talent.

ما باید از مخازن استعدادهای دست نخورده خود استفاده کنیم.

The region is thought to have some of the world’s largest untapped oil reserves.

این منطقه تصور می‌شود دارای برخی از بزرگترین ذخایر نفتی بکر جهان باشد.

Mogg Jailer can't attack if defending player controls an untapped creature with power 2 or less.Hey, wake up!

Mogg Jailer نمی‌تواند حمله کند اگر بازیکن دفاع کننده موجودی غیر لمس شده با قدرت 2 یا کمتر را کنترل کند.هی، بیدار شو!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید