untasted

[ایالات متحده]/ʌnˈteɪstɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈteɪstɪd/

ترجمه

adj.未味わいの、未経験の

عبارات و ترکیب‌ها

untasted food

غذاي چشيده نشده

untasted wine

شراب چشيده نشده

untasted flavors

طعم‌های چشیده نشده

untasted dish

غذاي چشيده نشده

untasted recipe

دستور غذای چشیده نشده

untasted dessert

دسر چشیده نشده

untasted cuisine

آشپزی چشیده نشده

untasted ingredient

مواد چشیده نشده

untasted spice

ادویه چشیده نشده

untasted experience

تجربه چشیده نشده

جملات نمونه

the dish remained untasted at the party.

غذا در مهمانی بدون چشیده شدن باقی ماند.

he left the wine untasted on the table.

او شراب را بدون چشیده شدن روی میز گذاشت.

many flavors went untasted during the festival.

طعم‌های زیادی در طول جشنواره بدون چشیده شدن باقی ماندند.

her cooking went untasted because everyone was full.

غذاهایش به دلیل سیر بودن همه بدون چشیده شدن باقی ماند.

some desserts remained untasted after the meal.

برخی از دسرها پس از غذا بدون چشیده شدن باقی ماندند.

the new recipe was left untasted by the critics.

دستور غذای جدید توسط منتقدان بدون چشیده شدن رها شد.

untasted flavors can lead to culinary discoveries.

طعم‌های بدون چشیده شده می‌توانند منجر به کشف‌های آشپزی شوند.

he realized many dishes remained untasted on the menu.

او متوجه شد که بسیاری از غذاها در منو بدون چشیده شدن باقی مانده‌اند.

they left the exotic fruit untasted during their trip.

آنها میوه های عجیب و غریب را در طول سفر خود بدون چشیده شدن رها کردند.

the chef was disappointed that his special was untasted.

آشپز از اینکه غذای ویژه اش بدون چشیده شدن رها شده بود ناامید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید