unthinkables ahead
چیزهای غیرقابل تصور در پیش است
unthinkables revealed
چیزهای غیرقابل تصور آشکار شد
unthinkables considered
چیزهای غیرقابل تصور در نظر گرفته شد
unthinkables explored
چیزهای غیرقابل تصور مورد بررسی قرار گرفت
unthinkables discussed
چیزهای غیرقابل تصور مورد بحث قرار گرفت
unthinkables imagined
چیزهای غیرقابل تصور تصور شد
unthinkables addressed
چیزهای غیرقابل تصور رسیدگی شد
unthinkables encountered
چیزهای غیرقابل تصور با آنها مواجه شد
unthinkables acknowledged
چیزهای غیرقابل تصور مورد پذیرش قرار گرفت
unthinkables challenged
چیزهای غیرقابل تصور به چالش کشیده شد
some unthinkables are hard to comprehend.
برخی از مسائل غیرقابل تصور، درک آنها دشوار است.
facing the unthinkables can be a turning point in life.
مواجهه با مسائل غیرقابل تصور می تواند نقطه عطفی در زندگی باشد.
he managed to overcome the unthinkables that life threw at him.
او موفق شد بر مسائلی غیرقابل تصور که زندگی برایش به وجود آورد غلبه کند.
she often dreams of unthinkables that inspire her creativity.
او اغلب رویایی می بیند از مسائلی غیرقابل تصور که الهام بخش خلاقیت او می شود.
unthinkables can sometimes lead to unexpected opportunities.
مسائل غیرقابل تصور گاهی اوقات می تواند منجر به فرصت های غیرمنتظره شود.
they discussed the unthinkables during their late-night talks.
آنها در گفتگوهای شبانه خود در مورد مسائل غیرقابل تصور صحبت کردند.
exploring the unthinkables can broaden one's perspective.
کاوش در مسائل غیرقابل تصور می تواند دیدگاه یک فرد را گسترش دهد.
her unthinkables became a source of inspiration for others.
مسائل غیرقابل تصور او به منبع الهام برای دیگران تبدیل شد.
he wrote a book about the unthinkables he encountered in his travels.
او کتابی در مورد مسائلی غیرقابل تصور که در سفر خود با آنها روبرو شد نوشت.
understanding the unthinkables is essential for personal growth.
درک مسائل غیرقابل تصور برای رشد شخصی ضروری است.
unthinkables ahead
چیزهای غیرقابل تصور در پیش است
unthinkables revealed
چیزهای غیرقابل تصور آشکار شد
unthinkables considered
چیزهای غیرقابل تصور در نظر گرفته شد
unthinkables explored
چیزهای غیرقابل تصور مورد بررسی قرار گرفت
unthinkables discussed
چیزهای غیرقابل تصور مورد بحث قرار گرفت
unthinkables imagined
چیزهای غیرقابل تصور تصور شد
unthinkables addressed
چیزهای غیرقابل تصور رسیدگی شد
unthinkables encountered
چیزهای غیرقابل تصور با آنها مواجه شد
unthinkables acknowledged
چیزهای غیرقابل تصور مورد پذیرش قرار گرفت
unthinkables challenged
چیزهای غیرقابل تصور به چالش کشیده شد
some unthinkables are hard to comprehend.
برخی از مسائل غیرقابل تصور، درک آنها دشوار است.
facing the unthinkables can be a turning point in life.
مواجهه با مسائل غیرقابل تصور می تواند نقطه عطفی در زندگی باشد.
he managed to overcome the unthinkables that life threw at him.
او موفق شد بر مسائلی غیرقابل تصور که زندگی برایش به وجود آورد غلبه کند.
she often dreams of unthinkables that inspire her creativity.
او اغلب رویایی می بیند از مسائلی غیرقابل تصور که الهام بخش خلاقیت او می شود.
unthinkables can sometimes lead to unexpected opportunities.
مسائل غیرقابل تصور گاهی اوقات می تواند منجر به فرصت های غیرمنتظره شود.
they discussed the unthinkables during their late-night talks.
آنها در گفتگوهای شبانه خود در مورد مسائل غیرقابل تصور صحبت کردند.
exploring the unthinkables can broaden one's perspective.
کاوش در مسائل غیرقابل تصور می تواند دیدگاه یک فرد را گسترش دهد.
her unthinkables became a source of inspiration for others.
مسائل غیرقابل تصور او به منبع الهام برای دیگران تبدیل شد.
he wrote a book about the unthinkables he encountered in his travels.
او کتابی در مورد مسائلی غیرقابل تصور که در سفر خود با آنها روبرو شد نوشت.
understanding the unthinkables is essential for personal growth.
درک مسائل غیرقابل تصور برای رشد شخصی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید