unthreaded

[ایالات متحده]/ʌnˈθrɛdɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈθrɛdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون نخ

عبارات و ترکیب‌ها

unthreaded bolt

پیچ بدون رزوه

unthreaded pipe

لوله بدون رزوه

unthreaded connection

اتصال بدون رزوه

unthreaded fastener

نگهدارنده بدون رزوه

unthreaded end

سر بدون رزوه

unthreaded fitting

اتصال‌دهنده بدون رزوه

unthreaded rod

میله بدون رزوه

unthreaded section

بخش بدون رزوه

unthreaded screw

پیچ‌ سر ریز بدون رزوه

unthreaded shaft

میل بدون رزوه

جملات نمونه

the unthreaded design makes assembly easier.

طراحی بدون رزوه باعث آسان‌تر شدن مونتاژ می‌شود.

we need to fix the unthreaded parts of the machine.

ما باید قطعات بدون رزوه دستگاه را تعمیر کنیم.

unthreaded connections can lead to leaks.

اتصالات بدون رزوه می‌تواند منجر به نشتی شود.

the unthreaded bolts are easier to replace.

پیچ‌های بدون رزوه راحت‌تر قابل تعویض هستند.

he prefers unthreaded pipes for his plumbing project.

او ترجیح می‌دهد از لوله‌های بدون رزوه برای پروژه لوله‌کشی خود استفاده کند.

unthreaded fittings are often used in hydraulic systems.

اتصالات بدون رزوه اغلب در سیستم‌های هیدرولیک استفاده می‌شوند.

she noticed the unthreaded edges on the fabric.

او لبه‌های بدون رزوه پارچه را متوجه شد.

unthreaded screws can simplify the manufacturing process.

پیچ‌های بدون رزوه می‌توانند فرآیند تولید را ساده کنند.

the unthreaded sections of the rod were polished.

بخش‌های بدون رزوه میله صیقل داده شدند.

he explained the advantages of using unthreaded components.

او مزایای استفاده از قطعات بدون رزوه را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید