unutterably

[ایالات متحده]/ʌnˈʌtəblɪ/
[بریتانیا]/ʌnˈʌtərəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان با کلمات بیان کرد

عبارات و ترکیب‌ها

unutterably sad

به طرز غم‌انگیزی

unutterably beautiful

به طرز وصف‌ناپذیری زیبا

unutterably happy

به طرز وصف‌ناپذیری خوشحال

unutterably boring

به طرز فوق‌العاده‌ای خسته‌کننده

unutterably cruel

به طرز غیرقابل‌تحملی بی‌رحم

unutterably profound

به طرز عمیقاً مؤثر

unutterably tragic

به طرز تراژیک و غم‌انگیز

unutterably strange

به طرز عجیب و غریب

unutterably complex

به طرز فوق‌العاده پیچیده

unutterably lonely

به طرز وصف‌ناپذیری تنها

جملات نمونه

she felt unutterably alone in the crowded room.

او به طرز غیرقابل وصفی تنها در میان جمعیت احساس می‌کرد.

the beauty of the sunset was unutterably breathtaking.

زیبایی غروب خورشید به طرز غیرقابل وصفی نفس‌گیر بود.

he was unutterably grateful for her support.

او به طرز غیرقابل وصفی برای حمایت او سپاسگزار بود.

they faced an unutterably difficult decision.

آنها با یک تصمیم به طرز غیرقابل وصفی دشوار روبرو بودند.

the music was unutterably beautiful, filling the air with emotion.

موسیقی به طرز غیرقابل وصفی زیبا بود و هوا را با احساسات پر می‌کرد.

her unutterably kind gesture touched everyone.

حرکت به طرز غیرقابل وصفی مهربانانه او همه را تحت تاثیر قرار داد.

he felt unutterably proud of his accomplishments.

او به طرز غیرقابل وصفی به دستاوردهای خود افتخار می‌کرد.

the loss was unutterably painful for the family.

از دست دادن برای خانواده به طرز غیرقابل وصفی دردناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید