unutterably sad
به طرز غمانگیزی
unutterably beautiful
به طرز وصفناپذیری زیبا
unutterably happy
به طرز وصفناپذیری خوشحال
unutterably boring
به طرز فوقالعادهای خستهکننده
unutterably cruel
به طرز غیرقابلتحملی بیرحم
unutterably profound
به طرز عمیقاً مؤثر
unutterably tragic
به طرز تراژیک و غمانگیز
unutterably strange
به طرز عجیب و غریب
unutterably complex
به طرز فوقالعاده پیچیده
unutterably lonely
به طرز وصفناپذیری تنها
she felt unutterably alone in the crowded room.
او به طرز غیرقابل وصفی تنها در میان جمعیت احساس میکرد.
the beauty of the sunset was unutterably breathtaking.
زیبایی غروب خورشید به طرز غیرقابل وصفی نفسگیر بود.
he was unutterably grateful for her support.
او به طرز غیرقابل وصفی برای حمایت او سپاسگزار بود.
they faced an unutterably difficult decision.
آنها با یک تصمیم به طرز غیرقابل وصفی دشوار روبرو بودند.
the music was unutterably beautiful, filling the air with emotion.
موسیقی به طرز غیرقابل وصفی زیبا بود و هوا را با احساسات پر میکرد.
her unutterably kind gesture touched everyone.
حرکت به طرز غیرقابل وصفی مهربانانه او همه را تحت تاثیر قرار داد.
he felt unutterably proud of his accomplishments.
او به طرز غیرقابل وصفی به دستاوردهای خود افتخار میکرد.
the loss was unutterably painful for the family.
از دست دادن برای خانواده به طرز غیرقابل وصفی دردناک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید