uphills

[ایالات متحده]/ʌp'hɪl/
[بریتانیا]/ˌʌp'hɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیب دار به سمت بالا، در جهت بالا
adv. در جهت بالا، به سوی یک نقطه بالاتر
n. عمل بالا رفتن، صعود به یک نقطه بالاتر.

عبارات و ترکیب‌ها

uphill battle

نبرد دشوار

struggle uphill

کشمکشی در سربالایی

climb uphill

بالارفتن در سربالایی

walk uphill

قدم زدن در سربالایی

uphill journey

سفر در سربالایی

جملات نمونه

an uphill mine entrance.

ورودی معدن در سربالایی.

an uphill road all the way

یک مسیر طولانی و دشوار در مسیر صعودی

uphill walking is a great calorie burner.

پیاده‌روی در سربالایی‌ها یک سوزاننده کالری عالی است.

an uphill struggle to gain worldwide recognition.

یک تلاش دشوار برای دستیابی به شناخت جهانی.

an uphill election campaign against a popular incumbent.

یک کمپین انتخاباتی دشوار در برابر یک نامزد محبوب.

He has an uphill battle against rheumatics.

او با روماتیسم مبارزه دشواری دارد.

the car wouldn't go uphill or overtake on the flat.

ماشین نمی توانست سربالایی برود یا در مسیر صاف عبور کند.

a pech uphill takes us to the canal.

یک مسیر صعودی به کانال ما می‌برد.

struggling uphill to make ends meet.

برای تامین معاش، با سختی بالا می‌رفتیم.

The road stretches uphill at a steep slope.

جاده با شیب تند به سمت بالا کشیده شده است.

She was hot and breathless from the exertion of cycling uphill.

او به دلیل تلاش برای دوچرخه‌سواری در سربالایی، داغ و نفس‌نفس‌زدا بود.

After the recent scandal, he faces an uphill struggle to win back public support before the next election.

پس از رسوایی اخیر، او با چالش دشواری برای بازگرداندن حمایت عمومی قبل از انتخابات بعدی روبرو است.

Curve and uphill path resistance are great, linear resistance is little, declivous path still has quicken force.

مقاومت در برابر منحنی ها و مسیرهای صعودی زیاد است، مقاومت خطی کم است، مسیر شیب دار هنوز نیروی سریع دارد.

نمونه‌های واقعی

They turned and wriggled along uphill, under the bracken amid clouds of horribly buzzing flies.

آنها چرخیدند و در حالی که در میان ابرهای زنبورهای وحشی زوزه می‌کشیدند، در سربالایی حرکت کردند.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Many experts feel that it is the wisest to walk uphill.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که پیاده‌روی در سربالایی خردمندانه ترین کار است.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

The reason fires are spreading faster uphill than downhill is because of the fire itself.

دلیل اینکه آتش سوزی سریعتر در سربالایی نسبت به مسیرهای پایین‌دست گسترش می‌یابد، به دلیل خود آتش سوزی است.

منبع: Connection Magazine

From the very beginning, Tesla faced an uphill battle.

از همان ابتدا، تسلا با یک نبرد دشوار روبرو شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

But it is a long, uphill battle.

اما یک نبرد طولانی و دشوار است.

منبع: VOA Daily Standard December 2020 Collection

Otherwise, yeah, the next 100 years of wildlife conservation will continue to be an uphill, losing battle.

در غیر این صورت، بله، 100 سال آینده حفاظت از حیات وحش همچنان یک نبرد دشوار و بازنده خواهد بود.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The future is uphill, and the past, downhill.

آینده در سربالایی است و گذشته در مسیرهای پایین‌دست.

منبع: PBS Fun Science Popularization

But it always had been uphill for Rothko.

اما همیشه برای روتک در سربالایی بود.

منبع: The Power of Art - Mark Rothko

But this is nothing but an uphill battle.

اما این فقط یک نبرد دشوار است.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

The truth is, though, that it will be an uphill battle.

حقیقت این است که این یک نبرد دشوار خواهد بود.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید