uploading

[ایالات متحده]/ʌpˈləʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ʌpˈloʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند انتقال داده‌ها یا فایل‌ها به یک سرور یا سیستم از راه دور

عبارات و ترکیب‌ها

uploading files

بارگذاری فایل‌ها

uploading images

بارگذاری تصاویر

uploading videos

بارگذاری ویدیوها

uploading documents

بارگذاری اسناد

uploading data

بارگذاری داده‌ها

uploading content

بارگذاری محتوا

uploading files quickly

بارگذاری سریع فایل‌ها

uploading photos

بارگذاری عکس‌ها

uploading projects

بارگذاری پروژه‌ها

uploading software

بارگذاری نرم‌افزار

جملات نمونه

uploading files to the server takes time.

آپلود کردن فایل‌ها در سرور زمان می‌برد.

she is uploading her photos to the cloud.

او عکس‌های خود را در فضای ابری آپلود می‌کند.

he is uploading a video for his youtube channel.

او در حال آپلود یک ویدیو برای کانال یوتیوب خود است.

we are uploading the latest software update.

ما آخرین به‌روزرسانی نرم‌افزار را آپلود می‌کنیم.

uploading documents is required for the application.

آپلود مدارک برای درخواست ضروری است.

they are uploading their project files for review.

آنها فایل‌های پروژه خود را برای بررسی آپلود می‌کنند.

uploading images can improve website performance.

آپلود تصاویر می‌تواند عملکرد وب‌سایت را بهبود بخشد.

make sure you are uploading the correct version.

مطمئن شوید که نسخه صحیح را آپلود می‌کنید.

uploading data regularly helps in backup processes.

آپلود منظم داده‌ها به فرآیندهای پشتیبان‌گیری کمک می‌کند.

he forgot to finish uploading the presentation.

او فراموش کرد که آپلود ارائه‌اش را تمام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید