uprises

[ایالات متحده]/ʌpˈraɪzɪz/
[بریتانیا]/ʌpˈraɪzɪz/

ترجمه

v. برخاستن; شورش کردن; افزایش ارتفاع; از رختخواب بیرون آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

uprises quickly

بیدار شدن سریع

uprises against

مقابله با

uprises in anger

خیزش با خشم

uprises unexpectedly

خیزش غیرمنتظره

uprises with strength

خیزش با قدرت

uprises from ashes

خیزش از خاکستر

uprises in protest

خیزش در اعتراض

uprises in power

خیزش در قدرت

uprises in force

خیزش با زور

uprises with hope

خیزش با امید

جملات نمونه

as the sun sets, a sense of calm uprises in the valley.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، آرامش در دره احساس می‌شود.

when injustice occurs, a spirit of rebellion uprises among the people.

وقتی بی‌عدالتی رخ می‌دهد، روح شورش در میان مردم شعله‌ور می‌شود.

every time a new challenge appears, determination uprises within me.

هر بار که یک چالش جدید ظاهر می‌شود، اراده در من شعله‌ور می‌شود.

as the music plays, joy uprises in the crowd.

همانطور که موسیقی پخش می‌شود، شادی در میان جمعیت شعله‌ور می‌شود.

hope uprises in the hearts of those who believe in change.

امید در قلب کسانی که به تغییر باور دارند، شعله‌ور می‌شود.

when spring arrives, new life uprises in the garden.

وقتی بهار می‌رسد، زندگی جدید در باغ شکوفا می‌شود.

as the storm passes, a sense of relief uprises among the residents.

همانطور که طوفان می‌گذرد، احساس راحتی در میان ساکنان شعله‌ور می‌شود.

when the news broke, panic uprises in the community.

وقتی خبر منتشر شد، وحشت در میان جامعه شعله‌ور شد.

as the clock strikes midnight, excitement uprises for the new year.

همانطور که ساعت از نیمه‌شب گذشت، هیجان برای سال جدید شعله‌ور می‌شود.

in moments of silence, inspiration often uprises unexpectedly.

در لحظات سکوت، الهام اغلب به طور غیرمنتظره‌ای شعله‌ور می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید