upsurges

[ایالات متحده]/ˈʌpsɜːdʒ/
[بریتانیا]/ˈʌpsɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک افزایش ناگهانی و قابل توجه، صعود
vi. به طور ناگهانی و قابل توجهی صعود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sharp upsurge

افزایش ناگهانی

sudden upsurge

افزایش ناگهانی

جملات نمونه

an upsurge in separatist activity.

افزایش فعالیت‌های جدایی‌طلبانه

an upsurge in violent crime.

افزایش خشونت

the recent upsurge in the popularity of folk music

افزایش اخیر محبوبیت موسیقی فولکلور

an upsurge of interest in science and technology

افزایش علاقه به علم و فناوری

There has been a recent upsurge of violence in the area.

در این منطقه اخیراً افزایش خشونت وجود داشته است.

security forces are on the alert for an upsurge in violence.

نیروهای امنیتی برای افزایش خشونت در حالت هوشیاری هستند.

he views the right-wing upsurge in Europe with alarm .

او با نگرانی نسبت به افزایش راست‌گرایی در اروپا می‌نگرد.

And now, nearly every big city is upraising the upsurge to establishes digitlization city.

و اکنون، تقریباً هر شهر بزرگ در حال افزایش روند برای ایجاد شهر دیجیتال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید