| صفت یا فعل حال استمراری | upthrusting |
| جمع | upthrusts |
upthrust of ground or pavement caused by the freezing of moist soil.
خیزش زمین یا پیاده رو ناشی از یخ زدن خاک مرطوب.
The upthrust of the hot air balloon lifted it into the sky.
نیروی رو به بالای بالن گرم هوا، آن را به آسمان برد.
The upthrust of the water kept the boat afloat.
نیروی رو به بالای آب، قایق را روی آب نگه داشت.
The upthrust of the rocket propelled it into outer space.
نیروی رو به بالای موشک، آن را به فضا پرتاب کرد.
The upthrust of the crowd carried the performer to the stage.
نیروی جمعیت، هنرمند را به صحنه برد.
The upthrust of the elevator brought us to the top floor.
نیروی رو به بالای آسانسور، ما را به طبقه بالا برد.
The upthrust of the volcano caused lava to flow down the mountainside.
نیروی رو به بالای آتشفشان باعث شد گدازه در امتداد دامنه کوه جریان یابد.
The upthrust of the air current helped the glider stay aloft.
نیروی رو به بالای جریان هوا به گلایدر کمک کرد تا در هوا بماند.
The upthrust of the helium balloon made it rise steadily.
نیروی رو به بالای بالن هلیوم باعث شد به طور پیوسته بالا برود.
The upthrust of the hydraulic lift lifted the heavy machinery effortlessly.
نیروی رو به بالای آسانسور هیدرولیک، ماشینآلات سنگین را به راحتی بلند کرد.
The upthrust of the water fountain created a beautiful display in the park.
نیروی رو به بالای فواره آب، یک نمایش زیبا در پارک ایجاد کرد.
upthrust of ground or pavement caused by the freezing of moist soil.
خیزش زمین یا پیاده رو ناشی از یخ زدن خاک مرطوب.
The upthrust of the hot air balloon lifted it into the sky.
نیروی رو به بالای بالن گرم هوا، آن را به آسمان برد.
The upthrust of the water kept the boat afloat.
نیروی رو به بالای آب، قایق را روی آب نگه داشت.
The upthrust of the rocket propelled it into outer space.
نیروی رو به بالای موشک، آن را به فضا پرتاب کرد.
The upthrust of the crowd carried the performer to the stage.
نیروی جمعیت، هنرمند را به صحنه برد.
The upthrust of the elevator brought us to the top floor.
نیروی رو به بالای آسانسور، ما را به طبقه بالا برد.
The upthrust of the volcano caused lava to flow down the mountainside.
نیروی رو به بالای آتشفشان باعث شد گدازه در امتداد دامنه کوه جریان یابد.
The upthrust of the air current helped the glider stay aloft.
نیروی رو به بالای جریان هوا به گلایدر کمک کرد تا در هوا بماند.
The upthrust of the helium balloon made it rise steadily.
نیروی رو به بالای بالن هلیوم باعث شد به طور پیوسته بالا برود.
The upthrust of the hydraulic lift lifted the heavy machinery effortlessly.
نیروی رو به بالای آسانسور هیدرولیک، ماشینآلات سنگین را به راحتی بلند کرد.
The upthrust of the water fountain created a beautiful display in the park.
نیروی رو به بالای فواره آب، یک نمایش زیبا در پارک ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید