ushered

[ایالات متحده]/ˈʌʃəd/
[بریتانیا]/ˈʌʃərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به مکانی هدایت یا راهنمایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ushered in

وارد شدند

ushered out

خارج شدند

ushered away

دور شدند

ushered forward

به جلو هدایت شدند

ushered through

از میان عبور کردند

ushered into

وارد شدند

ushered along

همراه شدند

ushered back

برگشتند

ushered up

به بالا هدایت شدند

جملات نمونه

the guide ushered us into the ancient temple.

راهنما ما را به معبد باستانی راهنمایی کرد.

the new policy ushered in a wave of changes.

سیاست جدید باعث ایجاد موجی از تغییرات شد.

she ushered the guests to their seats.

او مهمانان را به سمت صندلی‌هایشان راهنمایی کرد.

the teacher ushered the students into the classroom.

معلم دانش‌آموزان را به کلاس درس راهنمایی کرد.

the ceremony ushered in a new era of cooperation.

این مراسم آغاز یک عصر جدید همکاری را اعلام کرد.

they ushered in the new year with fireworks.

آنها سال جدید را با آتش‌بازی جشن گرفتند.

the manager ushered the team towards success.

مدیر تیم را به سمت موفقیت هدایت کرد.

the concert ushered in a night of unforgettable music.

این کنسرت یک شب از موسیقی فراموش‌نشدنی را آغاز کرد.

the announcement ushered in a period of uncertainty.

این اعلامیه دوره‌ای از عدم اطمینان را آغاز کرد.

the new technology has ushered in significant advancements.

فناوری جدید پیشرفت‌های قابل توجهی را به ارمغان آورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید