usualness effect
اثر معمولیت
usualness bias
سوگیری معمولیت
usualness factor
ضریب معمولیت
usualness perception
درک معمولیت
usualness standard
استاندارد معمولیت
usualness assessment
ارزیابی معمولیت
usualness principle
اصل معمولیت
usualness criteria
معیارهای معمولیت
usualness measure
سنجش معمولیت
usualness context
زمینه معمولیت
his usualness made it difficult to notice any changes.
عادتزدگی او باعث میشد تشخیص هرگونه تغییر دشوار باشد.
she appreciated the usualness of their daily routine.
او از معمول بودن برنامه روزانه آنها قدردانی میکرد.
in a world of chaos, the usualness is comforting.
در دنیایی پر از هرج و مرج، معمول بودن آرامشبخش است.
his usualness in behavior was a sign of stability.
معمول بودن رفتارش نشانهای از ثبات بود.
they found solace in the usualness of their conversations.
آنها در معمول بودن مکالمات خود آرامش یافتند.
the usualness of her smile brightened the room.
معمول بودن لبخندش فضا را روشن کرد.
embracing the usualness can lead to unexpected joy.
پذیرش معمول بودن میتواند منجر به شادی غیرمنتظره شود.
he longed for the usualness of his hometown.
او دلش برای معمول بودن شهرش تنگ شده بود.
the usualness of the landscape brought back memories.
معمول بودن منظره خاطرات را زنده کرد.
finding beauty in usualness is an art.
پیدا کردن زیبایی در معمول بودن یک هنر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید