vacation
تعطیل
vacuum
خلاuum
I need to vac my room before guests arrive.
من باید اتاق خود را قبل از ورود مهمانان جارو کنم.
She vacs the living room every Saturday.
او هر شنبه اتاق نشیمن را جارو میکند.
The vac broke down, so I had to borrow one from a neighbor.
جارو خراب شد، بنابراین مجبور شدم یکی را از همسایه ام قرض بگیرم.
Don't forget to vac the carpet before the party.
قبل از مهمانی فرش را جارو نکنید.
He vacs the office every evening after work.
او هر شب بعد از کار دفتر را جارو میکند.
I vac the car every weekend to keep it clean.
من آخر هفته ها ماشین را جارو میکنم تا تمیز بماند.
She vacs up the crumbs on the kitchen floor.
او خردههای روی کف آشپزخانه را جارو میکند.
The vac is making a strange noise, I think it needs repair.
جارو صدایی عجیب میدهد، فکر میکنم نیاز به تعمیر دارد.
We should vac the upholstery on the couch regularly.
ما باید به طور منظم روکش مبل را جارو کنیم.
He vacs the garage to keep it organized.
او گاراژ را جارو میکند تا آن را مرتب نگه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید