vach

[ایالات متحده]/vɑːtʃ/
[بریتانیا]/vætʃ/

ترجمه

n. نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعvaches

جملات نمونه

the vach family has owned this land for five generations.

خانواده وچ این زمین را به مدت پنج نسل مالکیت داشته است.

we visited the vach estate during our trip to the countryside.

ما در طی سفر به روستا به مجموعه وچ سفر کردیم.

the vach company specializes in organic farming methods.

شرکت وچ در روش‌های کشاورزی سازگار با طبیعت متخصص است.

mrs. vach welcomed us warmly at the community center.

آقایه وچ ما را در مرکز اجتماعی به دلگرمی خوش آمد گویی.

the vach siblings decided to start a new business together.

برادران وچ تصمیم گرفتند با هم یک کسب و کار جدید راه اندازی کنند.

architect vach designed several famous buildings in this city.

معمار وچ چندین ساختمان معروف در این شهر طراحی کرد.

the vach foundation supports educational programs for underprivileged children.

میراث وچ برنامه‌های آموزشی را برای کودکان محروم حمایت می‌کند.

professor vach delivered a lecture on environmental conservation.

دکتر وچ یک سخنرانی در مورد حفظ محیط زیست ارائه داد.

the vach library contains rare manuscripts from the eighteenth century.

کتابخانه وچ مانوسکریپت‌های نادری از قرن هجدهم را در خود جای داده است.

dr. vach published her research findings in an international journal.

دکتر وچ یافته‌های تحقیقاتی خود را در یک مجله بین‌المللی منتشر کرد.

the vach memorial stands as a tribute to local war heroes.

یادبود وچ به عنوان یک یادگار برای شهیدان جنگ محلی ایستاده است.

young vach showed exceptional talent in music from an early age.

وچ جوان از نوجوانی مهارت بسیار خاصی در موسیقی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید