vagus

[ایالات متحده]/ˈveɪɡəs/
[بریتانیا]/ˈveɪɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عصب جمجمه‌ای دهم، مسئول عملکردهای مختلف از جمله نرخ ضربان قلب و هضم
Word Forms
جمعvaguss

عبارات و ترکیب‌ها

vagus nerve

عصب واگ

vagus stimulation

تحریک عصب واگ

vagus reflex

رفلکس واگ

vagus system

سیستم واگ

vagus activity

فعالیت واگ

vagus response

پاسخ واگ

vagus pathways

مسیرهای واگ

vagus tone

تن عصب واگ

vagus influence

تاثیر واگ

vagus function

عملکرد واگ

جملات نمونه

the vagus nerve plays a crucial role in regulating heart rate.

عصب واگ نقش مهمی در تنظیم ضربان قلب ایفا می‌کند.

deep breathing stimulates the vagus nerve.

تنفس عمیق باعث تحریک عصب واگ می‌شود.

vagus nerve stimulation can help with depression.

تحریک عصب واگ می‌تواند به بهبود افسردگی کمک کند.

research shows the vagus nerve affects digestion.

تحقیقات نشان می‌دهد که عصب واگ بر گوارش تأثیر می‌گذارد.

yoga can enhance vagus nerve activity.

یوگا می‌تواند فعالیت عصب واگ را افزایش دهد.

the vagus nerve connects the brain to the gut.

عصب واگ مغز را به روده متصل می‌کند.

vagus nerve dysfunction may lead to various health issues.

اختلال عملکرد عصب واگ ممکن است منجر به مشکلات بهداشتی مختلف شود.

practicing mindfulness can positively influence the vagus nerve.

تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند تأثیر مثبتی بر عصب واگ داشته باشد.

vagus nerve activity is linked to emotional regulation.

فعالیت عصب واگ با تنظیم هیجانات مرتبط است.

increased vagus nerve tone is associated with better health.

افزایش تن عصب واگ با سلامتی بهتر مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید