vanload of goods
بار ون
vanload of supplies
بار ون از لوازم
vanload of furniture
بار ون از مبلمان
vanload of equipment
بار ون از تجهیزات
vanload of materials
بار ون از مصالح
vanload of boxes
بار ون از جعبهها
vanload of clothes
بار ون از لباسها
vanload of toys
بار ون از اسباببازیها
vanload of books
بار ون از کتابها
vanload of tools
بار ون از ابزارها
we need a vanload of supplies for the event.
ما به یک ون پر از لوازم برای رویداد نیاز داریم.
they delivered a vanload of furniture to our new house.
آنها یک ون پر از مبلمان را به خانه جدید ما تحویل دادند.
the charity received a vanload of donations from the community.
خیریه یک ون پر از کمکهای مردمی از سوی جامعه دریافت کرد.
he packed a vanload of tools for the construction project.
او یک ون پر از ابزار برای پروژه ساختمانی جمع کرد.
we transported a vanload of kids to the summer camp.
ما یک ون پر از بچه ها را به اردوی تابستانی منتقل کردیم.
she bought a vanload of groceries for the family reunion.
او یک ون پر از مواد غذایی برای دیدار خانوادگی خرید.
after the sale, we had a vanload of unsold items left.
پس از فروش، ما یک ون پر از کالاهای نفروخته باقی ماندیم.
the moving company brought a vanload of boxes to our new apartment.
شرکت حمل و نقل یک ون پر از جعبه را به آپارتمان جدید ما آورد.
they filled a vanload of equipment for the outdoor event.
آنها یک ون پر از تجهیزات را برای رویداد فضای باز پر کردند.
we received a vanload of flowers for the wedding decorations.
ما یک ون پر از گل برای تزئینات عروسی دریافت کردیم.
vanload of goods
بار ون
vanload of supplies
بار ون از لوازم
vanload of furniture
بار ون از مبلمان
vanload of equipment
بار ون از تجهیزات
vanload of materials
بار ون از مصالح
vanload of boxes
بار ون از جعبهها
vanload of clothes
بار ون از لباسها
vanload of toys
بار ون از اسباببازیها
vanload of books
بار ون از کتابها
vanload of tools
بار ون از ابزارها
we need a vanload of supplies for the event.
ما به یک ون پر از لوازم برای رویداد نیاز داریم.
they delivered a vanload of furniture to our new house.
آنها یک ون پر از مبلمان را به خانه جدید ما تحویل دادند.
the charity received a vanload of donations from the community.
خیریه یک ون پر از کمکهای مردمی از سوی جامعه دریافت کرد.
he packed a vanload of tools for the construction project.
او یک ون پر از ابزار برای پروژه ساختمانی جمع کرد.
we transported a vanload of kids to the summer camp.
ما یک ون پر از بچه ها را به اردوی تابستانی منتقل کردیم.
she bought a vanload of groceries for the family reunion.
او یک ون پر از مواد غذایی برای دیدار خانوادگی خرید.
after the sale, we had a vanload of unsold items left.
پس از فروش، ما یک ون پر از کالاهای نفروخته باقی ماندیم.
the moving company brought a vanload of boxes to our new apartment.
شرکت حمل و نقل یک ون پر از جعبه را به آپارتمان جدید ما آورد.
they filled a vanload of equipment for the outdoor event.
آنها یک ون پر از تجهیزات را برای رویداد فضای باز پر کردند.
we received a vanload of flowers for the wedding decorations.
ما یک ون پر از گل برای تزئینات عروسی دریافت کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید