vasoconstricting

[ایالات متحده]/ˌveɪ.zəʊ.kənˈstrɪk.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌveɪ.soʊ.kənˈstrɪk.tɪŋ/

ترجمه

adj. باعث تنگ شدن رگ‌های خونی

عبارات و ترکیب‌ها

vasoconstricting agent

داروی منقبض کننده عروق

vasoconstricting response

پاسخ منقبض کننده عروق

vasoconstricting effect

اثر منقبض کننده عروق

vasoconstricting mechanism

مکانیسم منقبض کننده عروق

vasoconstricting drugs

داروهای منقبض کننده عروق

vasoconstricting hormones

هورمون‌های منقبض کننده عروق

vasoconstricting factors

عوامل منقبض کننده عروق

vasoconstricting substances

مواد منقبض کننده عروق

vasoconstricting signals

سیگنال‌های منقبض کننده عروق

vasoconstricting pathways

مسیرهای منقبض کننده عروق

جملات نمونه

vasoconstricting agents can increase blood pressure.

عوامل منقبض کننده عروق می‌توانند باعث افزایش فشار خون شوند.

the body naturally produces vasoconstricting hormones.

بدن به طور طبیعی هورمون‌های منقبض کننده عروق تولید می‌کند.

cold temperatures are vasoconstricting to the blood vessels.

دمای پایین برای عروق خونی خاصیت انقباضی دارد.

caffeine is known for its vasoconstricting effects.

کافئین به دلیل اثرات انقباضی خود شناخته شده است.

vasoconstricting responses help maintain body temperature.

واکنش‌های انقباضی به حفظ دمای بدن کمک می‌کنند.

stress can trigger vasoconstricting mechanisms in the body.

استرس می‌تواند مکانیسم‌های انقباضی را در بدن فعال کند.

some medications have vasoconstricting properties.

برخی از داروها خاصیت انقباضی دارند.

understanding vasoconstricting processes is essential in medicine.

درک فرآیندهای انقباضی برای پزشکی ضروری است.

vasoconstricting factors can affect circulation.

عوامل انقباضی می‌توانند بر گردش خون تأثیر بگذارند.

exercise can lead to vasoconstricting effects in some individuals.

ورزش می‌تواند در برخی افراد منجر به اثرات انقباضی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید