vegetating

[ایالات متحده]/ˈvɛdʒɪteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɛdʒɪˌteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رهبری یک زندگی یکنواخت و کسل کننده؛ رشد کردن مانند یک گیاه؛ رشد کردن (تومورها، زگیل‌ها و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

vegetating at home

در حال استراحت در خانه

vegetating all day

در تمام روز در حال استراحت

vegetating on couch

در حال استراحت روی مبل

vegetating in silence

در حال استراحت در سکوت

vegetating without purpose

در حال استراحت بدون هدف

vegetating with friends

در حال استراحت با دوستان

vegetating during weekend

در حال استراحت در آخر هفته

vegetating after work

در حال استراحت بعد از کار

vegetating on holiday

در حال استراحت در تعطیلات

جملات نمونه

he spent the weekend vegetating on the couch.

او آخر هفته را روی مبل استراحت کرد.

after a long week, i enjoy vegetating with a good book.

بعد از یک هفته طولانی، من از استراحت کردن با یک کتاب خوب لذت می برم.

she finds peace in vegetating by the lake.

او آرامش را در استراحت کنار دریاچه پیدا می کند.

vegetating all day can be quite relaxing.

استراحت کردن تمام روز می تواند بسیار آرامش بخش باشد.

he prefers vegetating at home rather than going out.

او ترجیح می دهد به جای بیرون رفتن، در خانه استراحت کند.

sometimes, vegetating is exactly what i need.

گاهی اوقات، استراحت کردن دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز دارم.

after the exam, she enjoyed vegetating for a few days.

بعد از امتحان، او از استراحت کردن به مدت چند روز لذت برد.

he spent his vacation vegetating on the beach.

او تعطیلات خود را روی ساحل استراحت کرد.

vegetating in front of the tv can be a guilty pleasure.

استراحت کردن جلوی تلویزیون می تواند یک لذت گناه آلود باشد.

during winter, i love vegetating indoors with hot cocoa.

در طول زمستان، من عاشق استراحت در داخل خانه با کاکائو داغ هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید