vended items
کالاهای فروخته شده
vended goods
کالاهای فروخته شده
vended products
محصولات فروخته شده
vended services
خدمات فروخته شده
vended snacks
میان وعدههای فروخته شده
vended beverages
نوشیدنیهای فروخته شده
vended tickets
بلیطهای فروخته شده
vended merchandise
کالاهای فروخته شده
vended supplies
تجهیزات فروخته شده
vended apparel
پوشاک فروخته شده
the vendor vended fresh fruits at the market.
فروشنده میوه های تازه را در بازار عرضه کرد.
she vended her handmade jewelry online.
او جواهرات دست ساز خود را به صورت آنلاین عرضه کرد.
the machine vended snacks and drinks.
دستگاه تنقلات و نوشیدنی ها را عرضه کرد.
he vended tickets for the concert.
او بلیط کنسرت را عرضه کرد.
they vended their old clothes at the garage sale.
آنها لباس های قدیمی خود را در حراجی گاراژ عرضه کردند.
the festival vended local crafts and food.
جشنواره صنایع دستی و غذاهای محلی را عرضه کرد.
she vended lemonade on a hot summer day.
او در یک روز گرم تابستان لیموناد عرضه کرد.
the company vended its products through various retailers.
شرکت محصولات خود را از طریق خرده فروشان مختلف عرضه کرد.
he vended his artwork at the local gallery.
او آثار هنری خود را در گالری محلی عرضه کرد.
the school vended refreshments during the event.
مدرسه در طول رویداد نوشیدنی ارائه کرد.
vended items
کالاهای فروخته شده
vended goods
کالاهای فروخته شده
vended products
محصولات فروخته شده
vended services
خدمات فروخته شده
vended snacks
میان وعدههای فروخته شده
vended beverages
نوشیدنیهای فروخته شده
vended tickets
بلیطهای فروخته شده
vended merchandise
کالاهای فروخته شده
vended supplies
تجهیزات فروخته شده
vended apparel
پوشاک فروخته شده
the vendor vended fresh fruits at the market.
فروشنده میوه های تازه را در بازار عرضه کرد.
she vended her handmade jewelry online.
او جواهرات دست ساز خود را به صورت آنلاین عرضه کرد.
the machine vended snacks and drinks.
دستگاه تنقلات و نوشیدنی ها را عرضه کرد.
he vended tickets for the concert.
او بلیط کنسرت را عرضه کرد.
they vended their old clothes at the garage sale.
آنها لباس های قدیمی خود را در حراجی گاراژ عرضه کردند.
the festival vended local crafts and food.
جشنواره صنایع دستی و غذاهای محلی را عرضه کرد.
she vended lemonade on a hot summer day.
او در یک روز گرم تابستان لیموناد عرضه کرد.
the company vended its products through various retailers.
شرکت محصولات خود را از طریق خرده فروشان مختلف عرضه کرد.
he vended his artwork at the local gallery.
او آثار هنری خود را در گالری محلی عرضه کرد.
the school vended refreshments during the event.
مدرسه در طول رویداد نوشیدنی ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید