issued

[ایالات متحده]/[ˈɪsjuːd]/
[بریتانیا]/[ˈɪsjuːd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان جایزه یا تقدیر چیزی را به کسی بدهید؛ به طور رسمی چیزی را اعلام کنید؛ با ارائه چیزی مانند سند یا مجوز، چیزی را در اختیار کسی قرار دهید؛ توزیع یا عرضه کردن چیزی
adj.منتشر شده یا منتشر

عبارات و ترکیب‌ها

issued statement

بیانیه صادر کرد

issued warning

هشدار صادر کرد

newly issued

به تازگی صادر شده

issued order

دستور صادر کرد

issued permit

مجوز صادر کرد

issued report

گزارش صادر کرد

issued license

گواهی صادر کرد

issued instructions

دستورالعمل صادر کرد

issued bonds

اوراق قرضه صادر کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید