venge my honor
انتقام شرافت من
venge the fallen
انتقام افتادگان
venge a wrong
انتقام یک اشتباه
venge your name
انتقام از نام شما
venge the weak
انتقام از ضعیفان
venge my friend
انتقام از دوست من
venge the betrayed
انتقام از خائنین
venge the innocent
انتقام از بیگناهان
venge your death
انتقام از مرگ شما
venge a loss
انتقام از دست دادن
she vowed to venge her family's honor.
او قسم خورد که آبروی خانوادهاش را انتقام بگیرد.
he plotted to venge the betrayal he suffered.
او برای انتقام خیانتهایی که متحمل شده بود نقشهریزی کرد.
the hero sought to venge the fallen comrades.
قهرمان به دنبال انتقام از همرزمان افتاده بود.
they decided to venge the injustice done to them.
آنها تصمیم گرفتند بیعدالتیهایی که با آنها شده بود را انتقام بگیرند.
she felt the need to venge her lost love.
او احساس نیاز به انتقام از عشق از دست رفتهاش را داشت.
he could not venge his enemies without a plan.
او بدون داشتن نقشه نمیتوانست دشمنانش را انتقام بگیرد.
to venge a wrong is a powerful motivator.
انتقام گرفتن از یک اشتباه یک عامل انگیزشی قدرتمند است.
they believed it was their right to venge their ancestors.
آنها معتقد بودند که انتقام از نیاکانشان حق آنهاست.
she sought to venge the humiliation she endured.
او به دنبال انتقام از تحقیرهایی بود که تحمل کرده بود.
he wanted to venge the loss of his reputation.
او میخواست انتقام از دست دادن شهرت خود را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید