veredicto

[ایالات متحده]/vəˈrɛdɪktəʊ/
[بریتانیا]/vəˈrɛdɪktoʊ/

ترجمه

n. تصمیم اتخاذ شده توسط هیئت منصفه در دادگاه، مبنی بر اعلام گناهکار یا بی‌گناه بودن فرد؛ یک تصمیم یا حکم رسمی که توسط هیئت منصفه، به ویژه در یک محاکمه جنایی یا مدنی داده می‌شود؛ نتیجه‌گیری یا قضاوت رسمی در مورد موضوعی که در حال بررسی است.

جملات نمونه

the jury announced their veredicto after three days of deliberation.

هيئت منصفه پس از سه روز شور، حكم خود را اعلام كرد.

the veredicto surprised the entire courtroom.

حكم دادگاه را كل دادگاه متعجب كرد.

they await the final veredicto with great anxiety.

آنها با اضطراب فراوان منتظر حكم نهايي هستند.

the defense immediately appealed the veredicto.

دفاع بلافاصله عليه حكم اعتراض كرد.

a unanimous veredicto was reached in the murder trial.

در محاكمه قتل، حكمي با اكثريت آرا صادر شد.

the veredicto will be announced at noon tomorrow.

حكم فردا در ساعت 12 ظهر اعلام خواهد شد.

many considered the veredicto a miscarriage of justice.

بسياري آن را حكمي بي‌عدالتي دانستند.

the veredicto carries a penalty of twenty-five years imprisonment.

اين حكم مجازات بيست و پنج سال زندان را در پي دارد.

journalists gathered outside to cover the veredicto.

روزنامه‌نگاران برای پوشش حكم در خارج جمع شدند.

the judge commended the jury for their swift veredicto.

قاضي از هيئت منصفه به خاطر حكم سريع آنها قدرداني كرد.

the veredicto marks the end of a lengthy legal battle.

اين حكم پايان يك جنگ قانوني طولاني را نشان مي‌دهد.

some protesters disagreed with the veredicto outside the courthouse.

برخي از معترضان با حكم در خارج از دادگاه مخالف بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید