veritable

[ایالات متحده]/ˈverɪtəbl/
[بریتانیا]/ˈverɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقعاً چنین بودن، به حق در نظر گرفته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

a veritable feast

یک جشن واقعی

veritable treasure trove

گنجینه واقعی

جملات نمونه

The announcement was a veritable bolt.

اعلامیه یک شوک واقعی بود.

a book that is a veritable feast for the mind.

کتابی که یک جشن واقعی برای ذهن است.

This area of the law is a veritable mare’s nest.

این بخش از قانون یک لانه مادی واقعی است.

beat his opponent in the match to a veritable fare-thee-well.

حریف خود را در مسابقه به خوبی شکست داد.

Thank you for that lovely meal;it was a veritable feast!

برای آن غذای خوشمزه متشکرم؛ یک جشن واقعی بود!

the early 1970s witnessed a veritable price explosion.

دهه 1970 شاهد یک انفجار قیمتی واقعی بود.

A veritable 'Who's Who' including Deepak Chopra, Wayne Dyer, Neale Donald Walsch, James Redfield, Timothy Leary, Eurythmics, Donovan, The Grateful Dead and Sir Simon Rattle.

یک 'چهره های برجسته' واقعی از جمله دیپاک چوپرا، وینه دایر، نیل دونالد والس، جیمز رد فیلد، تیموتی لری، یوریتمیکس، دونوان، گروه گرייטفول دد و سر سایمون رتل.

Derek Lam presented a veritable nude symphony with a nude jersey tunic and a nude double georgette one-piece and then a nude striped knit pointelle mesh dress.

درک لم یک سمفونی برهنه واقعی با یک تونی پیراهن بافتنی برهنه و یک تکه یک قسمتی برهنه دوتایی جورجت و سپس یک لباس مشبک بافتنی برهنه با طرح راه راه ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید