vermiculated

[ایالات متحده]/vɜːˈmɪkjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/vɜrˈmɪkjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الگوی موجی یا کرم مانند

عبارات و ترکیب‌ها

vermiculated pattern

الگوی شریانه دار

vermiculated surface

سطح شریانه دار

vermiculated texture

بافت شریانه دار

vermiculated rock

سنگ شریانه دار

vermiculated clay

خاک رس شریانه دار

vermiculated marble

مرمر شریانه دار

vermiculated soil

خاک شریانه دار

vermiculated design

طرح شریانه دار

vermiculated patterning

الگوهای شریانه دار

vermiculated finish

پوشش شریانه دار

جملات نمونه

the artist used a vermiculated pattern in her painting.

هنرمند از یک الگوی مارپیچ در نقاشی خود استفاده کرد.

the vermiculated texture of the stone caught everyone's attention.

بافت مارپیچ سنگ توجه همه را به خود جلب کرد.

many reptiles have vermiculated skin for camouflage.

بسیاری از خزندگان پوست مارپیچ دارند تا خود را در طبیعت پنهان کنند.

the floor tiles featured a beautiful vermiculated design.

کف‌پوش‌ها دارای طرح مارپیچ زیبا بودند.

her dress was adorned with a vermiculated embroidery.

لباس او با گلدوزی مارپیچ تزئین شده بود.

the scientist studied the vermiculated patterns in the soil.

دانشمند الگوهای مارپیچ را در خاک مطالعه کرد.

vermiculated rocks are often found in mountainous regions.

سنگ‌های مارپیچ اغلب در مناطق کوهستانی یافت می‌شوند.

the ancient manuscript had vermiculated illustrations.

نسخه خطی باستانی دارای تصاویر مارپیچ بود.

vermiculated patterns can enhance the beauty of a garden.

الگوهای مارپیچ می‌توانند زیبایی یک باغ را افزایش دهند.

the chef's dish was presented with a vermiculated sauce design.

غذا توسط سرآشپز با طرح سس مارپیچ ارائه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید