verrucose

[ایالات متحده]/vəˈruːkəʊs/
[بریتانیا]/vəˈruːkoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای زگیل؛ شبیه زگیل

عبارات و ترکیب‌ها

verrucose lesions

ضایعات زگیل‌دار

verrucose growths

رشد زگیل‌دار

verrucose warts

زگیل‌های زگیل‌دار

verrucose skin

پوست زگیل‌دار

verrucose condition

وضعیت زگیل‌دار

verrucose appearance

ظاهر زگیل‌دار

verrucose surface

سطح زگیل‌دار

verrucose changes

تغییرات زگیل‌دار

verrucose tissue

بافت زگیل‌دار

verrucose features

ویژگی‌های زگیل‌دار

جملات نمونه

the verrucose surface of the plant can be quite intriguing.

سطح زبر و ناهموار گیاه می‌تواند بسیار جذاب باشد.

researchers studied the verrucose lesions on the patient's skin.

محققان ضایعات زبردار را روی پوست بیمار مطالعه کردند.

verrucose growths can indicate underlying health issues.

رشد‌های زبردار می‌توانند نشان‌دهنده مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشند.

the verrucose texture makes the fungus easily identifiable.

بافت زبردار باعث می‌شود قارچ به راحتی قابل شناسایی باشد.

he noticed verrucose changes in the bark of the tree.

او تغییرات زبردار را در پوست درخت متوجه شد.

verrucose formations are often found in certain types of algae.

تشکیلاتی زبردار اغلب در انواع خاصی از جلبک یافت می‌شوند.

the doctor explained the nature of verrucose conditions.

پزشک ماهیت شرایط زبردار را توضیح داد.

verrucose structures can be a sign of environmental stress.

ساختارهای زبردار می‌توانند نشانه‌ای از استرس محیطی باشند.

they documented the verrucose features of the new species.

آنها ویژگی‌های زبردار گونه جدید را مستند کردند.

verrucose patterns are often seen in certain reptiles.

الگوهای زبردار اغلب در برخی خزندگان دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید